تصمیم‌گیری برای هر اقدامی، نوعی کنش عقلانی می‌طلبد؛ یعنی باید، همیشه بین رفتار فرد و محاسباتی که درباره سود و زیان آن رفتار وجود دارد، رابطه‌ای برقرار باشد. خصوصا این‌که فرد تصمیم‌گیرنده، تا حدی از تعادل عقلانی نیز برخوردار باشد.

این مطلب در جامعه مدرن اهمیت بیشتری دارد چراکه در گذشته، روابط اجتماعی، عاطفی‌تر بود، اما امروزه هرچقدر که به سمت معیار‌های زندگی جدید می‌رویم، بسیاری از عوامل تاثیرگذار بر تصمیم‌گیری افراد، که قبلا وجود داشته، کنار رفته است؛ از قبیل تاثیر خانواده و گروه‌های اجتماعی نزدیک بر یکدیگر.

از سوی دیگر، امروزه فرآیند تصمیم‌گیری افراد، مخصوصا جوان‌ترها محاسبه‌گرایانه‌تر می‌شود. چون در گذشته پیوندهای اجتماعی مخصوصا در گروه‌های کوچک خانوادگی، قومی و خویشاوندی، شدت بیشتری داشته است. فرد از طرفی مورد حمایت خانواده و اقوامش بوده و برای تصمیم به ازدواج، نگرانی خاصی نداشته است اما امروزه با کاهش نفوذ گروه‌های پیشین مانند خانواده بزرگ و اجتماعات پویا و منسجم که منجر به شکل‌گیری خانواده‌های کوچک شده است و به تبع آن کمترشدن ترغیب‌‌ها و حمایت‌های جمعی برای ازدواج، افراد به ویژه جوان‌ها، برای ازدواج دیدگاه محاسبه‌گری دارند، به‌گونه‌ای که فرد می‌بیند، ورود به زندگی مشترک، هزینه و گرفتاری دارد.

از طرف دیگر، فشارهای اقتصادی و از همه مهم‌تر، فقدان ظرفیت‌های اشتغال نیز بر این موضوع تاثیرگذار است. جوان قدیم را در نظر بگیرید، یا در ملک پدری زندگی می‌کرد یا با حمایت‌های گروهی و وجود ظرفیت‌های بالای شغلی، از زمانی که به بلوغ می‌رسید، نگرانی چندانی نسبت به آینده شغلی خود نداشت. حتی سطح زندگی‌ها پایین‌تر از الان و توقعات نیز کمتر بود و با این شرایط، جوان می‌توانست با حداقل‌ها زندگی کند.

و اگر کم‌وکاستی‌هایی هم داشت، خانواده و اقوام به او کمک می‌کردند تا کم‌کم روی پای خود بایستد، اما امروز پدر و مادرها، عموما گرفتار روزمرگی‌ها هستند و مشکلات خاص خود را دارند. البته نباید فراموش کنیم که سطح انتظارات نیز به شدت بالا رفته و معیارهای زندگی مناسب از جهت رفاهی تغییر کرده و نمی‌توان به هر شکلی زندگی کرد.

همچنین فرصت‌های شغلی نیز محدودتر شده است، مخصوصا برای جوان‌های دانشگاهی و تحصیلکرده که تن به هر شغلی نمی‌دهند. در کنار اینها گرانی، تورم و چندبرابری قیمت‌ها در حوزه مسکن، بهداشت، درمان و موادخوراکی که از ضروریات زندگی هستند، تاثیرگذار است.

بنابراین در چنین فضایی، نمی‌توان انتظار داشت که جوان با عقل محاسبه‌گرش تصمیم به ازدواج بگیرد، مگر این‌که ارث پدری یا ملک پدری به او رسیده باشد. اما اینکه راه‌حل این مشکل چیست، باید گفت که راه‌حل مشکل در دل همین مشکلاتی است که برشمرده شد؛ بنابراین تا زمانی که مشکلات برطرف نشود انتخاب عقلانی حکم می‌کند که جوان‌ها به ازدواج فکر نکنند.

دولت به جای این‌که اجازه دهد که جامعه خودش، در عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی رشد کند و پاسخگوی تقاضا‌هایش باشد. با دخالت‌های بی‌مورد و تزریق بی‌رویه پول و وارد کردن کالاهایی که باعث صدمه به تولید داخلی می‌شود، هم زمینه اشتغال را از بین می‌برد و هم تورم را افزایش می‌دهد بنابراین مساله خیلی ساده است و یک «دودو تا چهارتا» دارد، یعنی یا باید مثل قدیم جامعه خودش را تامین کند یا دولت آن را تامین کند، در واقع دولت نباید در زمینه اقتصاد و اشتغال، تحرک جامعه را از بین برده و فرصت‌های تولید و اشتغال را کور کند.

منبع: نامه نیوز