اس ام اس ولنتاین

مال من باش ولنتاین

من این آرزوی ولنتاین را برای تو می فرستم، با آغوشها و بوسه ها

جائی را میسازم اینجا نزدیک خودم ، که فقط برای توست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی . اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی

اگه شمع بودی روشن ترین بودی و تا زمانی که دوست منی عزیز ترینی ولنتاین مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امروز روز سپاس گذاری از خداوند است

زیرا که عشق را آفرید تا یادمان باشد کسی هست برای عاشق بودن

تا با تمام وجود به او بگوییم

عشق من روزت مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

VALENTINE

v victor of love

a adoring u

l love u

e every thing 4u

n need u

t thinking of u

i i miss u

n nothing but u

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سلام درسته که نشد برات خرس و قلب بخرم اما این اس ام اس رو برات بفرستادم

تا بدونی همیشه دوست دارم ولنتاین مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امیدوارم خرس زیبایی ها همیشه تو غار چشمات خونه کنه ولنتاینت مبارک عزیزم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اس م اس بنده خدا برای والنتاین

عزیزم , کشتی عشق ما آماده ی پروازه

پیتیکو وو

پیتیکو و و

پیتیکو و و و

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پارسال این روزا برامون پر بود از عطر شکلات و کادوو عروسک و شمع

اما امسال نمیدونم ولنتاین رو با کی جشن میگیری

.

.

.

هر جا و با هر کسی باشی دوستت دارم ولنتایت مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میدونی ولنتاین یعنی چی؟ یعنی اینکه یه عاشق واقعی باید به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم
 عاشقانه عاشقش باشه
عاشقتم تا همیشه ولنتاین مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
واسه روز ولنتاین دوتا ستاره تقدیمت می کنم

یه ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسه

یه ستاره پر امید واسه هر کی تو رو دید

ولنتاین مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من یه سری هدیه گرفتم . .. اما نمی دونم این ولنتاین كیه كه هدیه ها رو بدم بهش

از زندگیتون چی فهمیدین؟؟؟

جواب های مردم به این سوال که از زندگیتون چی فهمیدین؟؟؟

 

 

 

فهمــیده ام که باز کردن پاکت شیر از طرفی که نوشته  " از این قسمت باز کنید" سخت تر از طرف دیگر است    54ساله 

فهمــیده ام که هیچ وقت نباید وقتی دستت تو جیبته روی یخ راه بری .       12 ساله

فهمــیده ام که نباید بگذاری حتی یک روز هم بگذرد بدون آنکه به همسرت بگویی " دوستت دارم" .      61 سال

 فهمــیده ام که وقتی گرسنه ام نباید به سوپر مارکت بروم .       38   ساله

 فهمــیده ام که می شود دو نفر دقیقا به یک چیز نگاه کنند ولی دو چیز کاملا متفاوت ببینند.       20 ساله

 فهمــیده ام که وقتی مامانم میگه  " حالا باشه تا بعد " این یعنی " نه"      7 ساله 

 فهمــیده ام که من نمی تونم سراغ گردگیری میزی که آلبوم عکس ها روی آن است بروم و مشغول تماشای عکس ها نشوم.     42  ساله 

 فهمــیده ام که بیش تر چیزهای که باعث نگرانی من می شوند هرگز اتفاق نمی افتند .      64   ساله

فهمــیده ام که وقتی مامان و بابا سر هم دیگه داد می زنند ، من می ترسم .      5 ساله 

 فهمــیده ام که اغلب مردم با چنان عجله و شتابی به سوی داشتن یک  "زندگی خوب"حرکت می کنند که از کنار آن رد می شوند .          72  ساله 

فهمــیده ام که وقتی من خیلی عجله داشته باشم ، نفر جلوی من اصلا عجله ندارد . 29 ساله

فهمــیده ام که اگر عاشق انجام کاری باشم،آن را به نحو احسن انجام می دهم .        48 ساله 

فهمــیده ام که بیش ترین زمانی که به مرخصی احتیاج دارم زمانی است که از تعطیلات برگشته ام . 38 ساله 

 فهمــیده ام که مدیریت یعنی: ایجاد یک مشکل - رفع همان مشکل و اعلام رفع مشکل به همه. 34 ساله

 فهمــیده ام که اگر دنبال چیزی بروی بدست نمی آوری باید آزادش بگذاری تا به سراغت بیاید . 29 ساله 

 فهمــیده ام که در زندگی باید برای رسیدن به اهدافم تلاش کنم ولی نتیجه را به خواست خدا بسپارم و شکایت نکنم. 29 ساله 

فهمــیده ام که عاشق نبودن گناه است.     31   ساله 

فهمــیده ام هر چیز خوب در زندگی یا غیر قانونی است و یا غیر اخلاقی و یا چاق کننده  48 ساله

هر کسى مسئول خودش هست، هرکسى تو قبر خودش میخوابه، من باید آدم درستى باشم      .  42 ساله 

فهمــیده ام مبارزه در زندگی برای خواسته هایت زیباست اما تنها در کنار کسانی که دوستشان داری و دوستت دارند! 27 ساله 

فهمــیده ام که وقتی طرف مقابل داد میزند صدایش به گوشم نمیرسد بلکه از ان رد می شود.     50ساله 

فهمــیده ام هرکس فقط و فقط به فکر خودشه، مرد واقعی اونه که همیشه  و در همه حال به شریکش هم فکر کنه بی منت. 35 ساله 

فهمــیده ام برای بدست آوردن چیزی که تا بحال نداشتی باید بری کاری رو انجام بدی که تا بحال انجامش نداده بودی       36 ساله

فهمیدم كه اگر عشقی رو از دست دادی دیگه نمی تونی بدست بیاریش چون هیچ چیز مثل سابق نیست! و سعی كنی كه فقط ازش به نیكی یاد كنی!  م . ج  30 ساله

فهمیدم كه تا دیر نشده باید یه كاری كرد تا بعد ها غصه فرصت های رو كه داشتی ولی استفاده نكردی رو نخوری... و بعضی وقت ها هم باید هیچ كاری نكنی تا وضع از اینی كه هست بدتر نشه....    31 ساله

من هنوز چیزی نفهمیدم, فعلا قضیه خیلی مبهمه. 34 ساله

 
 فهمیدم روی هیچ عقیده ای تعصب نداشته باشم چرا كه چند سال بعد ممكنه برام مسخره و خنده دار بشه و هیچ عقیده ای رو مسخره نكنم چرا كه شاید سال ها بعد آرمان زندگیم بشه. 30 ساله 

من فهمیدم كه هیچ وقت اون چیزی رو كه می خواهی به دست نمی آری و وقتی هم كه بدست اوردی دیگه اون  رو نمی خواهی . 37 ساله  

فهمیدم تو این دنیا هیچ چیز اونقدر که فکر میکنیم مهم  نیست بجز کسی که دوسش داری   52 ساله

زندگی عاشقانه ویکتور هوگو و خیانت همسر و شاگردش در حق او

او موهای مشکی داشت و ابروانی کمانی، در 16 سالگی زیبا و جذاب بود. او اولین عشق...

«آدل فوشر» سبزه بود. او موهای مشکی داشت و ابروانی کمانی. «آدل» در
16 سالگی زیبا و جذاب بود. او اولین عشق «ویکتور هوگو» بود. ویکتور و آدل همدیگر را از بچگی می‌شناختند. دو خانواده فوشر و هوگو با هم صمیمی بودند و بچه‌هایشان با هم بزرگ شدند. آدل تنها کسی بود که ویکتور
عاشقانه تحسینش می‌کرد. ویکتور هوگو از همه کس و همه چیز داستان ساخت اما خودش شخصیت اول یک تراژدی بود. زندگی عاشقانه ویکتور از نوجوانی آغاز شد. او عاشق آدل، دختر همسایه‌شان بود.
مادر ویکتور اما با این رابطه مخالف بود و دختر خانواده فوشر را لایق این عشق نمی‌دانست. از
طرفی پدر آدل هم ویکتور را موجودی مغرور، دمدمی‌مزاج و تن‌پرور می‌دانست. پس ویکتور و آدل ناچار شدند به شکل پنهانی این رابطه عاشقانه را ادامه دهند. ویکتور هیچ تردیدی نداشت که این رابطه منجر به ازدواج می‌شود. او حتی زیر اولین نامه عاشقانه‌اش را گستاخانه با عنوان «همسر تو» امضا کرد. دو سال بعد، وقتی که تعداد نامه‌های رد و بدل شده بین آدل و ویکتور به 200 رسید، آن دو بالاخره با هم ازدواج کردند و حاصل این ازدواج 5 فرزند بود. این اما تازه آغاز قصه بود؛ تراژدی ویکتور هوگو.
 
 
آدل همیشه معتقد بود که هیچ نیست، جز دختری فقیر از طبقه متوسط جامعه. گرچه آدل ظاهر خوبی داشت اما بعدها ثابت شد که عقیده او درباره خودش کم و بیش درست بوده است. آدل سربه‌هوا و کم‌هوش بود. برای او نبوغ و دستاوردهای ادبی همسرش تنها به خاطر ارزش‌های مالی قابل توجه بود.
آدل هیچ وقت نفهمید که چرا ویکتور تمام شب را بیدار می‌ماند و می‌نویسد.
 
ادامه نوشته

قدر خانواده ات رو بدون

با مردی كه در حال عبور بود برخورد کردم

-اووه !! معذرت میخوام...

-من هم معذرت میخوام

-دقت نکردم ...



ما خیلی مؤدب بودیم 

 من و این غریبه 

خداحافظی كردیم و به راهمان ادامه دادیم




 اما در خانه با آنهایی كه دوستشان داریم چطور رفتار می كنیم 



كمی بعد از آن روز:

در حال پختن شام بودم.
دخترم خیلی آرام كنارم ایستاد همین كه برگشتم به اوخوردم و تقریباً انداختمش.
 با اخم گفتم: ”اه !! ازسرراه برو كنار"  



قلب کوچکش شکست و رفت



نفهمیدم كه چقدر تند حرف زدم



وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت:

 وقتی با یك غریبه برخورد میكنی ، آداب معمول را رعایت می كنی 

اما با بچه ای كه دوستش داری بد رفتار می كنی



برو به كف آشپزخانه نگاه كن. آنجا نزدیك در، چند گل پیدا میكنی.

آنها گلهایی هستند كه او برایت آورده است.

خودش آنها را چیده.

صورتی و زرد و آبی



آرام ایستاده بود كه سورپرایزت بكنه



هرگز اشكهایی كه چشمهای كوچیكشو پر كرده بود ندیدی



در این لحظه احساس حقارت كردم



اشكهایم سرازیر شدند.

آرام رفتم و كنار تختش زانو زدم



بیدار شو كوچولو ، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟



گفتم : دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری كه امروز داشتم 
نمیبایست اون طور سرت 
داد بکشم

گفت :اشکالی نداره من به هر حال دوستت دارم مامان

من هم دوستت دارم دخترم

و گلها رو هم دوست دارم 

مخصوصا آبیه رو



گفت : اونا رو كنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن

میدونستم دوستشون داری ، مخصوصا آبیه رو

آیا می دانید كه اگر فردا بمیرید شركتی كه در آن كار می كنید به آسانی در ظرف یك روز برای شما جانشینی می آورد؟



اما خانواده ای كه به جا می گذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد كرد.



و به این فكر كنید كه ما خود را وقف كارمی كنیم و نه خانواده مان!



چه سرمایه گذاری ناعاقلانه ای !!

 اینطور فكر نمیكنید؟!!

به راستی كلمه
"خانواده" یعنی چه ؟؟

اس ام اس عاشقانه 4

 

به گزارش قلبم ، هوای چشمم ، به علت ندیدن عزیزم

تا لحظاتی دیگر بارانی میشود !

***************************************

ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من / ای حسرت روزهای شیرین در من!

بی مهری انسان معاصر در توست / تنهایی انسان نخستین در من!

**************************************

از دوریت چه دارم غیر از دلی شکسته

ذهنی همیشه ابری ، فکری همیشه خسته . . .

***************************************

آگهی فوری:

.

.

.

به یک آغوش گرم برای فراموش کردن سرمای زندگی نیازمندیم

******************************************

( نوشتم دوستت دارم ، پرانتز را نبستم ، بگذار این حقیقت تا ابد جریان بیابد . . .

*******************************************

کاش به جای جدایی مردن بود ، چون مردن یک لحظه است و جدایی ذره ذره مردن . . .

*******************************************

لحظه هایی هست که دلم واقعاً برایت تنگ می شود

من اسم این لحظه ها را “همیشه” گذاشته ام . . .


********************************************

عشق یعنی رفتن از شهر بهار / با دو چشم تر ، به سوی روزگار

عشق یعنی بی رفایی های یار / عشق یعنی سالها در انتظار . . .

**********************************************

آسمونی رو دوست دارم که بارونش فقط واسه شستن غم های تو بباره . . .

************************************************

اینجا آسمان از دل من تیره تر است ، روزگارم ابریست ، من اگر تنهایم ، یاد تو با من هست

مهربانم روزگارم ابریست ، کاش این بار جای خورشید تو آفتاب شوی . . .

*************************************************

ای که گفتی آشنایی با غریبان مشکل است

آشنایی می توان کرد جدایی مشکل است . . .

*****************************************************

من از تبار تیشه‌ام، با من غمی هست / در ریشه‌ام احساس درد مبهمی هست

جز زخم، این دنیا نخوردم تلخ و شیرین / آیا در آن دنیا امید مرهمی هست؟

**************************************************

گفته بودی : یا تو یا هیچکس !

ولی من ساده انگار فراموش کرده بودم

که این روزها هیچکس هم برای خودش کسی است

کسی حتی مهم تر از من . . .

*********************************************

آرزو می کنم هیچ راه نجاتی نداشته باشی وقتی غرق خوشبختی هستی . . .