بیتی از خواهر حافظ
از : خواهر حافظ
زن گرفتم شدم اي دوست به دام زن اسير … من گرفتم تو نگير
چه اسيري كه ز دنيا شده ام يكسره سير … من گرفتم تو نگير
بود يك وقت مرا با رفقا گردش و سير … ياد آن روز بخير
زن مرا كرده ميان قفس خانه اسير … من گرفتم تو نگير
ياد آن روز كه آزاد ز غمها بودم … تك و تنها بودم
زن و فرزند ببستند مرا با زنجير … من گرفتم تو نگير
بودم آن روز من از طايفه دّرد كشان … بودم از جمع خوشان
خوشي از دست برون رفت و شدم لات و فقير … من گرفتم تو نگير
اي مجرد كه بود خوابگهت بستر گرم … بستر راحت و نرم
زن مگير ؛ ار نه شود خوابگهت لاي حصير … من گرفتم تو نگير
بنده زن دارم و محكوم به حبس ابدم … مستحق لگدم
چون در اين مسئله بود از خود مخلص تقصير … من گرفتم تو نگير
من از آن روز كه شوهر شده ام خر شده ام … خر همسر شده ام
مي دهد يونجه به من جاي پنير … من گرفتم تو نگير
ترجمه از متن انگليسي :
A man placed some flowers on the grave of his dearly parted mother and started back toward his car when his attention was diverted to another man kneeling at a grave. The man seemed to be praying with profound intensity and kept repeating, 'Why did u have to die? Why did you have to die?" The first man approached him and said, "Sir, I don't wish to interfere with your private grief, but this demonstration of pain in is more than I've ever seen before. For whom do you mourn so? Deeply? A child? A parent?"The mourner took a moment to collect himself, then replied "My wife's first husband."
دعاي دختر مجرد :
اللهم عجل في ازدواجنا و تكميل ديننا وارزقنا زوجا الذي رفيعا مدركا و رشيدا قدا و مالا كثيرا و بيتا مستقلا و سياره البرشيا
|
دعاي پسر مجرد: اللهم ارزقنا حوريا تك دانه و كم توقعا و والدينها رو به موتا و جهيزيتها كامله و كدبانوا في اامور المنزل و تسليما لخشمنا و خدمتنا |