طرح هدفمند سازی همسران

بنا ندارم مخاطبان خوب و صمیمی بخش خانواده را مورد نصیحت و موعظه قرار بدم و یا به مرور و تکرار مقاله‌ها و مطالب مفصل و خسته کننده وادار کنم. در عصر ارتباطات توأم با سرعت و شتاب و نسل فست فوت، پیام‌های بسیار کوتاه! بر خود لازم می‌بینیم که کوتاه و اورژانسی با شما خوبان سخن بگم. حاصل مطالعات و تجربیات خودرا مختصر و مفید تقدیم حضورتان کنم، با ما باشید.
 
به گزارش افکارنیوز به نقل از تبیان، قبل از پرداختن به موضوع و عنوان بحث، بجاست مروری داشته باشیم به وضع فعلی بسیاری از خانواده‌ها و نگاه و ناقلی کوتاه بر آنچه که زنان و مردان را در نهاد خانواده رنج می‌دهد.

چشم‌ها را بر واقعیت‌ها ببندیم و آنچه را که دوست داریم به عنوان واقعیت‌ها بر زبان جاری نسازیم، بلکه برای آنچه که دوست داریم و می‌پسندیم، تلاش عالمانه و عاقلانه کنیم.

به جهت رعایت اختصار نمودها و نمونه‌هایی از چالش‌های فرساینده‌ی موجود در برخی خانواده‌ها را مورد اشاره قرار می‌دهیم:

۸۰ درصد طلاق‌ها از آن زوجین جوان می‌باشد، یعنی هنوز تاریخ ازدواجشان به ۶ سال نرسیده در گرداب طلا و جدایی فرو می‌افتند. این امر بسیاری از جوانان دختر و پسر را دچار تر دید و دودلی در ازدواج نموده و تأخیر و تقلیل ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج را موجب گردیده است.

روابط بسیاری از مردان و زنان به سردی گرائیده و به نوعی طلاق (عاطفی) رسیده‌اند.
ادامه نوشته

چطور با والدین همسر‌مان رفتار کنیم؟

همه ما آزادی را دوست داریم و دوست نداریم از کسی اطاعت کنیم، اما «احترام‌گذاشتن، مداراکردن و توجه‌کردن» به خواسته‌های پدر و مادر همسرمان، «اطاعت‌کردن» و «بردگی» نیست.

 روان‌شناسان معتقدند اگر مادرزن و داماد و مادر شوهر و عروس به رفتارهایی که حساسیت طرف مقابل را بر می‌انگیزد آگاه باشند و برای لحظاتی که در کنار هم هستند این رفتارها را انجام ندهند، بسیاری از مشکلات برطرف می‌شود.

  برای مهمانی شام شب جمعه، از یک هفته قبل برنامه‌ریزی کردم و تمام کارهایم را یک روز جلوتر تمام کردم. خوشحال بودم که خانواده خودم و همسرم مهمان ما هستند. نهایت تلاشم را کردم تا پدر و مادرم به داشتن فرزندی مثل من افتخار کنند و پدر و مادر همسرم هم در خانه فرزندشان احساس آرامش و شادی بکنند اما همه چیز به خاطر یک حرف و حرکت ناخواسته به هم ریخت. نمی‌دانم تقصیر من بود یا خانواده همسرم. هنوز هم نفهمیده‌ام توقع آنها از من بالاست یا رفتار من با آنها صحیح نیست...»در اغلب موارد همین‌طور بی‌دلیل و اتفاقی، لحظه‌های خاص، موقعیت‌های ویژه زندگی، رابطه‌های ما و... به خاطر یک حرف یا حرکت نادرست و ناخواسته خراب می‌شود. رابطه عروس و مادر شوهر یا مادر زن و داماد هم از این قاعده مستثنا نیست.

  شاید اگر در همه سال‌های پیش از ازدواج، از روابط تیره و تار عروس و مادرشوهر یا مادر زن و داماد برای ما نقل نمی‌کردند یا نقل می‌کردند و راهکارهای رفع این مشکل را هم می‌گفتند، بعد از ازدواج این‌قدر راهمان را گم نمی‌کردیم.

 در این مقاله درباره رفتارهای درست با والدین همسرمان صحبت می‌کنیم:

 درک کنیم و بپذیریم

 «یادم نمی‌رود روزی را که برای بله برون آمدید خانه ما. از خجالت آب شدم. آرزو می‌کردم کاش هیچ‌وقت کادوی توی بی‌سلیقه را باز نمی‌کردم. آبرویم پیش همه رفت...». این حرف‌ها، یادآوری‌های ناراحت‌کننده‌ای است که نه تنها تغییری در هیچ چیز ایجاد نمی‌کند بلکه کدورت، دلخوری و آزردگی خاطر زن و شوهر را نیز به دنبال دارد.به عقیده روان‌شناسان، نخستین گام برای داشتن زندگی موفق «انتخاب همسر از طبقه و جایگاه اجتماعی – فرهنگی شبیه به هم» است. هر چه شباهت خانواده‌ها از نظر فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... نزدیک‌تر باشد، ازدواج موفق‌تر خواهد بود. دلیل این موفقیت هم این است که رفتارها و شیوه زندگی زن و مرد به هم نزدیک‌تر است چون تربیت تقریبا مشابهی داشته‌اند. اما گاهی به دلایل مختلف انتخاب همسر طوری است که خانواده‌ها شباهت کمتری به هم دارند و در نتیجه نقاط مشترک کمتری هم بین زن و مرد دیده می‌شود. این «تفاوت دیدگاه‌ها» سرآغاز جنگ و جدل میان زن و شوهر با همدیگر و با والدین طرف مقابل است. بنابراین اگر می‌خواهیم زندگی زناشویی موفقی داشته باشیم، بعد از ازدواج باید تفاوت‌های بین والدین خودمان و همسر‌مان را بفهمیم و بپذیریم تا بتوانیم زندگی خوب و موفقی داشته باشیم.

ادامه نوشته