مرد و زن چطور عاشق میشن ؟ !!!
رزیتا غفاری با عشق ازدواج کردم
به گزارش افکارنیوز ، فیلم روزهای زندگی روی پرده سینماهاست؛ فیلمی كه عباس صالحی برای چهرهپردازی آن سیمرغ بلورین را به خانه برد؛ خانهای كه مأمن و پناهگاه او و همسر بازیگرش، رزیتا غفاری است. آنها ۱۲ سال است كه از خوشنامترین زوجهای سینمایی هستند و خوشبختی و تفاهمشان در بین دوستان و همكاران زبانزد است. رزیتا غفاری در گپی دوستانه رازهای موفقیت ازدواجش را با ایدهآل در میان گذاشت.
با عشق ازدواج کردم
شما در چند سالگی ازدواج كردید؟
۲۷ سالگی.
آیا با عشق ازدواج كردید؟
بله. با عشق ازدواج كردم.
ازدواج بر زندگی شما چه تاثیری گذاشت؟
فكر میكنم با ازدواج نیرویی تازه نفس به شما كمك میكند در راه پیش رویتان و برای رسیدن به اهدافتان محکمتر گام بردارید. در واقع ازدواج باعث میشود مسیر زندگی برای شما هموارتر شود. حداقل برای من كه اینطور بوده است. ازدواج به آدم در دستیابی به خوشبختی و اهدافی كه دارد كمك میكند. البته این در صورتی صدق میكند كه طرف مقابل شما همراهتان باشد و نه سد راهتان، یعنی برای زنی كه شاغل است اگر بخواهد پیشرفت كند و به موفقیتهای بیشتری برسد، مسلما همسرش باید در زندگی، همراهش باشد و به او كمك كند نه اینكه زندگی زناشویی آنها به شكلی باشد كه مانع رشد او شود.
راز عشق
1. راز عشق در تواضع است .
این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.
بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.
میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند،
تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت
آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.
2. راز عشق در احترام متقابل است.
احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند .
اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است ،
با احترام به نظریاتش گوش کن .
احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد .
3. راز عشق در این است که
به یکدیگر سخت نگیرید .
عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است .
پنج وارونه چه معنا دارد؟؟♥
پنج وارونه چه معنا دارد؟؟♥
خواهر کوچکم این را پرسید♥
من به او خندیدم♥
کمی آزرده و حیرت زده گفت♥
روی دیوار و درختان دیدم♥
بازهم خندیدم♥
گفت دیروز خودم دیدم♥
مهران پسر همسایه پنج وارونه به مینو میداد♥
آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید♥
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم♥
بعدها وقتی غم♥
سقف کوتاه دلت را خم کرد♥
بی گمان می فهمی♥
پنج وارونه چه معنا دارد؟؟
راز جذابیت چشم ها! + عکس
در قسمت اول مقاله، او در مورد اسرار نگاه عاشقانه صحبت کرده است، جالب است که او در این مقاله پژوهشهایی را مرور کرده است که ما هیچگاه تصور نمیکنیم کسی از فرط بدیهی بودن در پی انجام آنها باشد، به صورت خلاصه او فرمول کلی عشق در نگاه اول را با استناد به تحقیقهایی تأیید کرده است و نشان داده است که تماس چشمی طولانی همراه با لبخند، میتواند باعث آن میزان از گیرایی و جذابیت شود که عشق در پی داشته باشد.
اما قسمت دوم مقاله او از لحاظ علمی و نوروساینس به مراتب برای من جالبتر بود.
خوب بگذارید شرح این مقاله را از یک آزمایش ساده شروع کنیم. اگر مرد هستید میتوانید در این آزمایش شرکت کنید! به این دو عکس نگاه کنید و بگویید که از دید شما، کدام عکس به نظر شما زیباتر یا جذابتر است!
پاسخی را که دادهاید، پیش خودتان نگاه دارید و به ادامه این پست توجه کنید:
آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا زوجهایی که قصد دارند یک شام رمانتیک را با هم صرف کنند، سر میز شام نور اتاق را کم میکنند و شمعی روشن میکنند؟ چرا رستورانها چنین محیطی را میسازند؟
احتمالا پاسخ شما این است: این که سؤال کردن ندارد! این کار باعث حس آرامش میشود، باعث میشود که محیط اطراف تاریک باشد و زوجها در هالهای از نور از محیط بیرون جدا شوند و بر یکدیگر تمرکز کنند.
خب! بخشی از پاسخ واقعا همین است، اما پاسخ شما کامل نیست.
راز شقایق
گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی
.jpg)
و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه
ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت
ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته
بگیرند ریشه اش را و بسوزانند
شود مرهم برای دلبرش آندم شفا یابد
و یک دم هم نیاسوده، که افتاد چشم او ناگه به روی من
به ره افتاد و او می رفت و من در دست او بودم
و او هرلحظه سر را رو به بالاها
تشکر می کرد پس از چندی
.jpg)
و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت
به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟
به جانم هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من
برای دلبرم هرگز دوایی نیست
نمی فهمید حالش را چنان می رفت و
من در دست او بودم وحالا من تمام هست او بودم
نه حتی آب، نسیمی در بیابان کو ؟
که ناگه روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر اوکم شد
دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد- آنگه
نشست و سینه را با سنگ خارایی
زهم بشکافت زهم بشکافت
.jpg)
اما ! آه صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
زمین و آسمان را پشت و رو می کرد
و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد
نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را
به من می داد و بر لب های او فریاد
بمان ای گل که تو تاج سرم هستی
دوای دلبرم هستی بمان ای گل
ومن ماندم نشان عشق و شیدایی
و با این رنگ و زیبایی
تعریف عشق از نظر دکتر چمران
عشق هدف حیات و محرک زندگی من است.
زیباترازعشق چیزی ندیده ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام.
عشق است که روح مرا به تموج وا میدارد.قلب مرا به جوش میاورد،استعدادهای نهفته ی مرا ظاهرمیکند،مرا ازخودخواهی وخودبینی میراند،
دنیای دیگری را حس میکنم،درعالم وجود محو میشوم،احساسِ لطیف و قلبی حساس و دیده ای زیبابین پیدا میکنم.
لرزش یک برگ،
نور یک ستاره ی دور،
موریانه ای کوچک،
نسیم ملایم سحر،
موج دریا،
غروب افتاب
همه احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم مرا به دنیای دیگری می برند....
این ها همه و همه از تجلیات عشق است....
به خاطر عشق است که فداکاری میکنم،
به خاطر عشق است که به دنیا با بی اعتنایی می نگرم و ابعاد دیگری را می یابم،
به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می بینم و زیبایی را می پرستم،
به خاطر عشق است که خدا را حس میکنم و او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش میکنم....
آزمون عشق
امیری به شاهزاده خانمی گفت: من عاشق توام.
شاهزاده گفت: زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.
امیر برگشت و دید هیچکس نیست .
شاهزاده گفت: تو عاشق نیستی ؛ عاشق به غیر نظر نمی کند.
حال من ,در شهر احسـاسم گم است حال من ,عشق تمام مردم است
زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن
گردشـــی در کوچــه باغ راز کن.
هر که عشقش در تماشا نقش بست
عینک بد بینی خود را شکسـت.
علـت عـاشــــق زعـلتــها جــداســـت
عشق اسطرلاب اسرار خداست
من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام
درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام
دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاســها
می تپــد دل در شمیــــم یاسها
زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست
زندگی باغ تماشـــای خداســت
گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود
می تواند زشــت هم زیبا شــود
حال من ,در شهر احسـاسم گم است
حال من ,عشق تمام مردم است
زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا
صبـــح هـا , لبـخند هـا , آوازهـــا
ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من
ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن
با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود
مثنوی هایـم همــه نو می شـود.
حرفـهایـم مــــرده را جــــان می دهــد
واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد.
راز و رمز عاشقی
عاشق نه پیش از عشق را به حساب میآورد و نه جزو زندگانی خود میداند. او میلاد خود را از آغاز عشق میداند و هستی بدون عشق را نیستی میشمارد.
او با عشق زندگی یافته است و با معشوق دنیا را شناخته است و حیات جاویدان را در عشق میجوید.
همه رنگ رنگ دنیا و زیباییهای جهان، در نظر عاشق رنگی از جمال معشوق است و خارج از وجود معشوق چیزی نیست که ارزش خواستن و شوق داشته باشد.
چنین است راز آن که معشوق، همه دنیای عاشق است و چنین است رمز زیبایی عشق.
و من این رمز و آن راز را همیشه با تو و عشق تو به همراه دارم.
