عشق از نظر آسمون و ماه ‘ عشق يعني ... !
پنجره،انتظار یعنی عشق گریه بی اختیار یعنی عشق
شب باران کنار سجاد شوق دیدار یار یعنی عشق
ناله شاخه های بی سامان درفراق بهار یعنی عشق
بازطوفان ومرد صحراگرد سینه ای بی قرار یعنی عشق
شیهه اسب درشب صحرا رد پای سوار یعنی عشق
جاده فریاد می زند فریاد گم شدن در غباریعنی عشق
تاابد قصه من ومهتاب دردل روزگار یعنی عشق
عمیق ترین انگیزه برای مردن ،
نبودن دلی که در آن خانه ی برای خود با پلاک عشق بنا کرد.
ولی هر دلی لایق بنا کردن خانه عشق را ندارد,
پس برای پیداکردن خانه دل باید مایه از خود گذاشت .
تا مشعوق همانند خار که از گل مراقبت می کند از بلایی روزگار از خانه تو
محافظت کند ....
+ نوشته شده در شنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۸ ساعت توسط اميد
|