پزشک: حال بیمار خوب نیست. برایش یک قباله ازدواج می نویسم. داروخانه... ببخشید محضر سر کوچه است!
***
یک دختر ترشیده: آقای همکار، شما دیگر سی و هشت سالتان شده. به زودی قند و چربی و فشار خون می آید سراغتان. برای مقابله با اینها فکری کرده اید؟!
***
در یک دعوای زناشویی
مرد: خیال نکن عاشق چشم و ابرویت شده بودم که آمدم تو را گرفتم... نه خیر... مثانه ام عفونت کرده بود!
***
- اگر ازدواج برای سلامتی مفید بود که من الان صد جور درد بی درمان نداشتم!
- حتما اگر ازدواج نکرده بودی الان دویست جور درد بی درمان داشتی!
***
- اگر می بینی من چهار تا زن گرفتم فقط به خاطر آن بود که ازدواج برای سلامتی مفید است و من می خواستم از هر نظر سالم و سرحال باشم!
***
زن: می بینی؟ ازدواج با من باعث شده مرضی نداشته باشی.
مرد: نه خیرخانم، من مرض داشتم که آمدم با تو ازدواج کردم!
***
قانون جدید:
کلیه دفترچه های بیمه درمانی پس از ازدواج باطل شده و در صورت طلاق دوباره صادر خواهد شد.
***
زن : حالا که با من ازدواج کردی سلامتی ات دو برابر می شود.
شوهر: بله... ولی احتمالا عمرم نصف می شود!
***
دون ژوان: شما می دانید چند بارخواستگاری مساوی می شود با یک بار ازدواج؟!
***
شعر مرتبط:
نداری گر ز خوشبختی علامت
نکن این قدر همسر را ملامت
موفق گر نبوده ازدواجت
به جایش کرده جانت را سلامت!
