تبليغاتX
http://arazbar.blogfa.com
http://arazbar.blogfa.com
منطقه آرازبار(ارسباران) , طنز ، عشق و ازدواج

عشق سن و سال نمي‌شناسد!

 http://gigadl.net/uploads/posts/2009-08/1249237098_babies_love.gif

آيا مي‌دانستيد كه تنهايي براي سلامتي مضر است.

زماني كه تنها هستيد افكار مختلفي به‌خصوص افكار منفي به ذهنتان هجوم مي‌آورند. اين افكار به روح و روانتان نفوذ مي‌كنند و بعد روي جسمتان تاثير مي‌گذارند. چه بسا ممكن است گاه افرادي نيز در اطرافتان باشند ولي به‌دليل روابط سرد و درك نكردن يكديگر، باز هم احساس تنهايي كنيد.

 در هر حال، احساس تنهايي استرس را افزايش داده و موجب تپش قلب، بي‌قراري، فشار خون بالا و بيماري‌هايي كه از روح و روان انسان نشأت مي‌گيرند، مي‌شود و بر عكس، با هم بودن و ابراز عشق و توجه به انسان نيرو مي‌دهد و او را در برابر بيماري‌ها مقاوم مي‌كند.

  اين موضوع در مورد افراد سا‌لمندي كه همسران خود را از دست داده و در تنهايي به‌سر مي‌برند بيشتر صدق مي‌كند چون در اين سنين به‌دليل ضعف قواي جسماني‌، ترس از پيري، تنهايي و حتي ترس از مرگ‌، انسان بيشتر نيازمند عشق و توجه است اما متأسفانه گاه اين نياز ناديده گرفته مي‌شود.

 از اينكه هنوز مجرد مانده‌ايد، مدتي است كه بيوه شده‌ايد و يا اينكه بعد از سال‌ها زندگي مشترك از همسرتان جدا شده‌ايد، تحت فشار ناشي از تنهايي هستيد. با توجه به سن و سال‌تان و زندگي‌اي كه پشت سر گذاشته‌ايد، به‌خود مي‌گوييد كه ديگر نمي‌توانيد زندگي مشترك همراه با عشق را تجربه كنيد!

 اشتباه نكنيد! عشق قاعده خاص و يا محدوديت سني ندارد. خواهيد ديد كه دوباره مي‌توانيد در دوره بازنشستگي و سنين پيري به خوشبختي دست يابيد!

يكي از دوستانتان در سن 65‌سالگي ازدواج مجددش را به شما خبر مي‌دهد! چرا از شنيدن چنين خبري آن‌قدر متعجب مي‌شويد؟ به خوبي مي‌دانيد كه عشق سن و سال نمي‌شناسد. آيا خود شما هم حق نداريد تا روزي كه زنده هستيد از زندگي لذت ببريد؟

  تعصبات كهنه‌اي چون «‌ديگه از سن و سال تو گذشته» را دور بريزيد‌! براي آنكه متقاعد شويد، تنها كافي است نگاهي به دور و برتان بيندازيد تا ببينيد چند نفر از زنان و مردان در سنين بازنشستگي تشكيل خانواده داده‌اند.



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم شهریور 1388 توسط اميد

داستان عشق عجیب و غریب یک مرد و زن چینی، اخیرا رسانه‌ای شده است و توجه زیادی به خود جلب کرده است. بیش از پنجاه سال پیش، «لیو» که یک جوان ۱۹ ساله بود، عاشق یک زن ۲۹ ساله بیوه به نام «ژو» شد. در آن زمان عشق یک مرد جوان به یک زن مسن‌تر،غیراخلاقی بود و پسندیده نبود.

برای جلوگیری از شایعات این زوج تصمیم گرفتند، فرار کنند و درغاری در استان ژیانگ‌جین زندگی کنند. در اول زندگی مشترک آنها بی‌چیز بودند، نه دسترسی به برق داشتند و نه غذایی، طوری که مجبور بودند از گیاهان و ریشه درختان تعذیه کنند و روشنایی خود را با یک چراغ نفتی تأمین کنند.در دومین سال زندگی مشترک، «لیو»، کار خارق‌العاده‌ای را شروع کرد، او با دست خالی شروع به کندن پلکان‌هایی در دل کوه کرد، تا همسرش بتواند به آسانی از کوه پایین بیاید، او این کار را پنجاه سال ادامه داد.

نیم قرن بعد در سال ۲۰۰۱، گروهی از مکتشفین، در کمال تعجب این زوج پیر را همراه شش هزار پله کنده شده با دست پیدا کردند.
هفته پیش «لیو» در ۷۲ سالگی در کنار همسرش فوت کرد. «ژو» روزهای زیادی در کنار تابوت همسرش سوگوار بود.
دولت چین تصمیم گرفته که «پلکان عشق» و محل زندگی این زوج را حفظ کند و آن را تبدیل به یک موزه کند.




نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم مرداد 1388 توسط ناز گل

جام جم آنلاين: رسانه ‌هاي محلي ايالت «ايلينويز» در آمريكا، از ازدواج دو نامزد پس از 85 سال خبر دادند.
«رونالد مك كريتيك» 93 ساله در مصاحبه‌اي با خبرگزاري يونايتد‌پرس،‌ گفت: 85 سال قبل با دختري به نام «لورن بيتي» كه از همسايه‌هاي ما بود، آشنا شدم.

وي افزود: پس از مدتي با هم نامزد شديم، اما مشكلات بسياري كه پس از جنگ جهاني اول آغاز شده بود، باعث شد تا ما از هم دور بيفتيم.

اين پيرمرد در حالي ‌كه مي‌خنديد، ‌گفت:‌ من عكس دوران كودكي خود و «لورن» را كه در مزرعه ذرت گرفته بوديم هنوز هم دارم و طي اين هشت دهه هميشه آن را مقابل خود قرار مي‌دادم تا او را از ياد نبرم.

«لورن» و «رونالد» در حضور دوستانشان در همان مزرعه ذرت در ايالت «ايلينويز» ازدواج كرده و به اين دوري 85 ساله پايان دادند.




نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم مرداد 1388 توسط اميد

 عروس و داماد خوش ذوقي جشن ازدواج خود را در شرايط بي وزني و در يك جت بوئينگ ۷۲۷ برگزار كردند. هزينه اين مراسم حدودا ۲۰ هزار دلار بود و ۹۰ دقيقه به طول انجاميد. جالب است بدانيد حلقه ازدواج اين زوج از فلزات گرانبهاي يك سنگ آسماني كه در ناميبيا سقوط كره بود ساخته شده است



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 توسط اميد

در جـامـعه مـا بـرخـي عـوامـل اجـتـماعي و عقيدتي باعث گرديده دربـاره پـديـده ازدواج تـصـوراتـي اشتـبـاه در اذهــان عـمومي شـکـل گيـرد کـه همـيـن امـر سبب ميگردد افــراد با توجه به همين تصورات اقدام به ازدواج نمـوده و يــا از آن امتناع ورزيده و در اين راستا دچار مشکلاتي گردند.


 اکنون به 9 مورد از اين اشتباهات بـهـمراه واقعـيـتهاي آنها اشاره ميکنيم:


  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شماره 1 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تصور غلط: ازدواج منافع بيشتري براي مردان دارد تا زنان. حقيقت: پژوهشهاي اخير نشان داده اند که هم زنان و هم مردان از ازدواج بـه يک ميزان منتفع ميگردند. هم مردان و هم زنان هنگامي که ازدواج ميکنند شادتر، خوش بخت تر، سلامت تر و غني تر زندگي کرده و طول عمرشان نيز بيشتر مي شود. الـبـتـه مـردان از لحاظ بهبود سلامتي منفعت بيشتر و زنان از لحاظ مالي بيشتر منفعت کسب ميکنند.


 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شماره 2 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تصور غلط: صاحب فرزند شدن زوج متـاهـل آنهـا را بـه يـکديـگر نزديـکتـرکـرده، و مـيــزان خوشبختي زناشويي آن دو را افزايش ميدهد. حقيقت: بسياري از بررسـي ها نـشانـگر آن اسـت کـه ورود نـخسـتـين کودک به زندگي زوجين سبب دورتر شدن مرد و زن از يکديگر شده و اسـتـرس بيـشـتري بـر زنـدگيـشـان تحميل مي گردد. هر چند که زوجهاي صاحب فرزند نرخ طـلاق کمتري نسبت به زوجهاي فاقد فرزند دارا ميباشند.


 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شماره 3 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تصور غلط: راه حلهاي کاميـابـي دراز مـدت در ازدواج، خـوش اقـبالي و عشق رومانتيک ميباشد. حقيقت: بيش از شانس و عشق،عـلل مهمتري که سبب موفقيت در زندگي زناشويي ميگردد تعهد و دوستي و همدلي ميباشد. يـک زوج موفق اينگونـه از ازدواجشـان سـخن بميان مي آورند: دستيابي به زندگي مـطلوب مسـتـلزم فـداکاريها، از خود گذشتگيهاي زيـاد و تـلاش بســيار بوده و تعهد به يکديگر و نهاد خانواده مبنا و اساس آن مي بـاشـد. خوشبخت ترين زوجها، دوستاني مي بـاشـنـد کـه زنـدگيـشان را بـا يـکديـگر بـه اشتراک گذاشته و ارزشها و منافع يکسان و همسويي دارند.


 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شماره 4 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تصور غلط: هر مقدار زن تحصيل کرده تر باشد، احتمال آنکه وي ازدواج کند کمتر است. حقيقت: بررسي هاي اخير نشان دهنده آن است کـه احــتمال آنکه زنان فارغ التحصيل دانشگاهي ازدواج کنند از همرديفان فاقد تحصيلات دانشگاهي آنها بيشتر ميباشد.   تصورات غلط ديگر...



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 توسط ناز گل

اهر-خبرگزاری ایسکانیوز:یک زوج اهل شهرستان اهر، یک جلد کلام الله مجید را مهریه ازدواج خود معین کردند.‌
به گزارش روز شنبه گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران دانشجوئی ایران (ایسکانیوز) از اهر،"مرتضی خائف" و "لیلا افرازنده" در راستای ترویج سنت حسنه ازدواج و تسهیل در این امر در بین جوانان در اقدام ابتکاری و خدا پسندانه مهریه خود را یک جلد کلام اله مجید، یک سکه تمام بهار آزادی و یک دسته گل با 14 شاخه به نیت چهارده معصوم قرار دادند.
بر پایه این گزارش ، این زوج جوان بسیجی هدف از این کار را ترویج فرهنگ معنویت در پیوند زناشویی عنوان کردند و از جوانان همسن و سال خود وخانوادها خواستند با پرهیز از تجمل‌گرایی و اسراف با تاسی از فرمایشات ائمه معصوم و الگو قرار دادن سیره و زندگی آنها در تسهیل امر ازدواج جوانان ، آن را به یک فرهنگ عمومی در جامعه اسلامی تبدیل کنند.
این زوج جوان با اشاره به اینکه زندگی صرفاً توجه به مادیات نیست ، اظهار داشتند: با صفا و صمیمیت و توجه به معنویات ، زندگی می‌تواند لذت بخش باشد و می‌توان با برنامه‌ریزی مناسب و به دور از تشریفات زاید از زندگی مناسب برخوردار بود.
براساس این گزارش، این زوج جوان از بسیجیان فعال و فرمانده پایگاه روستای «یخفروزان» حوزه فتح شهرستان اهر هستند.

منبع خبر : http://www.arasbaran.net/content/view/1041/2




نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم تیر 1388 توسط اميد

زورگوئی نکنید

بسیاری از روابط به این دلیل گسسته می شوند که یک طرف می خواهد به طرف دیگر زور بگوید و یا توقع زیادی دارد. مردم فکر می کنند که عشق بر هر چیزی پیروز می شود و همسرشان می تواند عادات بد خود را بعد از ازدواج ترک کند. عملاً، اینطور نیست.

یک ضرب المثل چینی می گوید "تغییر شکل دادن یک کوه یا یک رودخانه آسانتر از تغییر دادن شخصیت یک انسان است"

دگرگونی آسان نیست. بنابراین، توقع زیادی برای تغییر دادن شخصیت همسر منجر به دلخوری و ناخوشنودی می گردد. تغییر دادن خود و کمتر کردن انتظارات درد کمتری دارد.




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دهم تیر 1388 توسط اميد

می خواهید رابطه ای بی نقص داشته باشید؟

شخصی به یکی از مؤسسات همسریابی مراجعه کرد و گفت:

-          من به دنبال یک همسر می گردم.

لطفاً به من کمک کنید تا همسر مناسبی پیدا کنم.

مسئول مربوطه پرسید -          لطفاً خواسته های خودتان را بگوئید

 

-         خوشگل، مؤدب، شوخ طبع، اهل ورزش، با معلومات، خوب برقصد و بخواند. مایل باشد در تمامی ساعاتی از  روز که در خانه هستم و بیرون نرفتم منو سرگرم کند  .. وقتی به همدم احتیاج دارم برای من داستان های جالبی تعریف کند و هر وقت که خواستم استراحت کنم ساکت باشد

مسئول مؤسسه با دقت به حرفهای او گوش کرد و در پاسخ گفت

-          فهمیدم. شما به تلویزیون احتیاج دارید

مثلی هست که می گوید زوج بی نقص از یک زن کور و یک مرد کر درست شده است، زیرا زن کور نمی تواند خطاهای شوهر را ببیند و مرد کر قادر به شنیدن غرغرهای زن نیست. بسیاری از زوجها در مراحل اول آشنائی  کور و کر هستند و رؤیای یک رابطه بی نقص را می بینند. بدبختانه، وقتی هیجانهای اولیه فرو می نشیند، بیدار می شوند و متوجه می شوند که ازدواج به معنی بستری از گلهای رُز نیست. و کابوس آغاز می شود.




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دهم تیر 1388 توسط اميد

شاگردي از استادش پرسيد: عشق چيست؟
استاد در جواب گفت: به گندمزار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار به ياد داشته باش که نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني.
 شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.
 استاد پرسيد: چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ. هرچه جلو ميرفتم خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پر پشت ترين تا انتهاي گندمزار رفتم.
استاد جواب داد: عشق يعني همين!!
شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟
 استاد به سخن آمد که: به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمي تواني به عقب برگردي .شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهي با درختي برگشت.استاد پرسيد که شاگرد را چه شدو او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را که ديدم انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم باز دست خالي برگردم.
استاد باز گفت: ازدواج يعني همين!!




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 توسط ناز گل

زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود؛.

  فضیلت ها و تباهی ها در همه جا شناور بودند.

  آنها از بیکاری خسته و کسل شده بودند.

  روزی همه فضابل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از  همیشه.

  ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛.

  مثلا" قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فورا"

  فریاد زد من چشم می گذارم من چشم می گذارم.

  و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی برود همه قبول

  کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.

  دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به

  شمردن ...یک...دو...سه...چهار...همه رفتند تا جایی پنهان شوند؛

  لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد؛

  خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد؛

  اصالت در میان ابرها مخفی گشت؛

  هوس به مرکز زمین رفت؛

  دروغ گفت زیر سنگی می روم اما به ته دریا رفت؛

  طمع داخل کیسه ای که دوخته بود مخفی شد.

  و دیوانگی مشغول شمردن بود. هفتاد و نه...هشتاد...هشتاد و یک...

  همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست

  تصمیم بگیرد. و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن

  عشق مشکل است.

  در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید.

  نود و ینج ...نود و شش...نود و هفت... هنگامیکه دیوانگی به صد

  رسید, عشق پرید و در بوته گل رز پنهان شد.

  دیوانگی فریاد زد دارم میام دارم میام.

  اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود؛ زیرا تنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی

  پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود.

  دروغ ته چاه؛ هوس در مرکز زمین؛ یکی یکی همه را پیدا کرد جز عشق.

  او از یافتن عشق ناامید شده بود.

  حسادت در گوشهایش زمزمه کرد؛ تو فقط  باید عشق را پیدا کنی و او

  پشت بوته گل رز است.

  دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد

  ان را در بوته گل رز فرو کرد. و دوباره، تا با صدای ناله ای متوقف

  شد . عشق از پشت بوته بیرون آمد با دستهایش صورت خود را پوشانده

  بود و از میان انگشتانش قطران خون بیرون می زد.

  شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند.

  او کور شده بود.

  دیوانگی گفت « من چه کردم؛ من چه کردم؛ چگونه می تواتم تو را درمان کنم.»

  عشق یاسخ داد: تو نمی توانی مرا درمان کنی، اما اگر می خواهی کاری بکنی؛

  راهنمای من شو.»

  و اینگونه شد که از آن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در

  کنار اوست.




نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط ناز گل

 

جهت مشاهده بقيه تصاوير روي ادامه مطلب كليك نماييد



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ سه شنبه یازدهم فروردین 1388 توسط اميد

معناي ازدواج _ رابطه عشق و ازدواج
ازدواج نوعي رابطه است . اصولا زندگي يعني برقراري رابطه براي پاسخ گفتن به ضرورتها. در ازدواج ما دو نوع نياز را بايد برطرف كنيم 1- نياز جنسي كه خيلي مهم است 2- نياز روحي - رواني كه آن هم به نوبه خود مهم است البته ما نيازهاي مادي هم داريم كه بدون ازدواج هم قابل پاسخگويي است .
وقتي نياز جنسي ما به صورتي مكانيكي برطرف بشود ، نمي‌توانيم نام آن را ازدواج يا زندگي مشترك بگذاريم 0 چرا كه اين رابطه با خود ارضايي هيچ فرقي ندارد. تنها نوعي رابطه مكانيكي است . حتي مي توانم بگويم كه در برخي اوقات خود ارضايي، كه به هيچ وجه تجويز نمي شود ولي طبق آمار مراكز علمي ، بسياري  به اين شيوه ارضاء پناه مي‌برند، آرامش بيشتري به دنبال دارد . چراكه ما در ارضاء جنسي مكانيكي و پسيكولوژيك ، صدمه هم مي خوريم.چرا كه در اين خصوص رابطه ناهنجار است و در ضمن خيال مي كنيم مورد سوء استفاده قرار گرفته ايم.
پس انگيزه ما براي زندگي مشترك ارضاء دو نوع نياز است: نياز جنسي و نياز روحي- رواني.اما چرا ما مبتلاي به اين نيازها شده ايم ؟! نياز جنسي كه غريزي است و در سرشت ماست . ما نيازهاي روحي خود را به شكل هاي گوناگون  كسب مي كنيم . ما به اين نياز مبتلا مي شويم. در واقع وقتي احساس  دروني مي كنيم ، نياز به ايجاد رابطه داريم 0 در رابطه اي كه بيشتر واكنشي است . ممكن است رابطه جنسي را هم خرج رابطه روحي رواني  خود بكنيم ، ولي چيزي به دست نياوريم . يعني ارضاء خود را رها كنيم تا روانمان التيام يابد 0 تهي درون پر شود 0 خلأدرون از بين برود . ولي مي بينيم كه نمي شود 0 پناه بردن به بسياري از گروه ها و فرقه ها بخاطر رهايي از اين احساس خلأ و تنهايي و پوچي درون است.
بنابر اين وضعيت ما در رابطه با عشق مي تواند دوگونه  متصور بشود :
 1- وقتي كه احساس عاشقانه داريم
2- وقتي كه به واقع عاشق هستيم .
احساس عاشقانه داشتن براي همه ما دست مي دهد. نوعي فرار ازخلأ دروني است . مي خواهيم خود را فريب بدهيم. از اين رو احساس مي كنيم كه كسي را دوست داريم . به شدت هم دوست داريم . ولي وقتي به او بيش از حد  نزديك مي شويم ، از او مي گريزيم. مشكل ما خلأ دروني است . دنبال پاسخ هستيم ، ما تنها شكل آن را عوض كرده ايم.شكلي عاشقانه به آن داده ايم ، ولي اين يك رابطه عاشقانه نيست ؛ عاشق نمايانه است ؛ نوعي تلقين به نفس است ؛ نوعي فرار از احساس تنهايي  ، اجحاف و بي كسي.
ازدواج با عشق و بدون عشق !
ازدواج خالي از عشق ضايع است. اينچنين رابطه اي  تبديل مي شود به مشتي روابط خام و مكانيكي. تكرار روزان و شبان . تكرار بيگاري هاي اجتناب ناپذير. تكرار دلخوري ها و دلمردگي ها . تكرار فرارها و دغدغه ها 0 تكرار مصيبت ها و تعزيت ها . زندگي مشترك بدون جاذبه هاي عاشقانه چه از نوع اول و چه از نوع دوم ، به واقع تحمل ناپذير است . ولي ما بايد تحمل كنيم و بهاي آن را با سلامتي خود بپردازيم.اين بدهي ما به ذهنيتي است كه در آن جهالت و ناداني حكومت مي كند.
در اين صورت ، يكنواختي آن آزار دهنده است . تلاش بيهوده براي سرپا نگه داشتن آن آزار دهنده است .
نيروي حياتي ما را تحليل مي برد . ولي ما مي مانيم چرا كه راه ديگري در برابر خود نمي بينيم  . ديدگاه ونظرگاه ما محدود و بسته است . مي ترسيم.  ما براي رهايي از اضطراب و ترس ازدواج كرده ايم ! پس پر از ترس و وحشتيم. ازدواج نه تنها اين اضطراب و ترس را از بين نمي برد ، بلكه افزايش هم مي دهد .
ازدواج نه تنها احساس ايمني به ما نمي دهد ، بلكه اندك احساس ايمني ما را نابود هم مي كند . من به هيچ وجه با ازدواج مخالف نيستم . انسان براي داشتن زندگي مشترك در اين عالم هستي گذاشته است.
زن و مرد مكمل يكديگرند و در طراحي هستي بدين شكل روييده اند. ولي مي دانم كه چالش هاي عصبي آن ما را فرسوده مي كند . بهانه هايي كه براي تداوم آن داريم  عذاب آور است . سازگاري و تطبيق در آن دشواري زاست . با اين همه ما از سر ناچاري آن را ادامه مي دهيم ، چون مي خواهيم كه همراه با هنجار جامعه باشيم و مي ترسيم كه جامعه بر ما انگ و برچسب بگذارد . چرا كه بايد نياز جنسي خود را به صورتي مكانيكي ارضاء كنيم .
مي مانيم و مي پوسيم ! مي مانيم و استعدادهاي خود را تلف مي كنيم 0 مي مانيم و در جا مي زنيم .
نه ؛ وا پس مي رويم ! ازدواج وقتي از سر ناچاري است و مركز ثقل آن شهوت است ، تنها به معني پرداختن به جنسيت است ، ضايع كننده است 0 چرا كه دو طرف يكديگر را درك نمي كنند . رابطه جنسي آن هم صرفا براي تخليه « رواني » خويش نوعي ستم به خود است . دو    « تن » بدون درك هم جمع شده اند كه تازه معناي آن  هم جمع شدن نيست ، اين  نوعي « جمع نمايي » است كه در اصل تفرقه است 0 جهان هاي متفاوت ، راه هاي متفاوت ، جهت هاي متفاوت ، نگاه هاي متفاوت ، هدف هاي متفاوت ، سليقه هاي متفاوت ، و عقده هاي يكسان و زجرهاي غير متفاوت ! زجرهاي ما يكسان است ، چرا كه عقده هاي انسان هاي پسيكولوژيك و بيولوژيك كم و بيش  همانند است .
وقتي انسان ازدواج را « هدف » در نظر مي گيرد ، بايد بهاي نازل آن را هم بپردازد . بايد تسليم بشود.بايد دور از عشق و سرمستي و پرواز و سبكي و شور و شعف و نشاط و طرب زندگي كند  من اين را زندگي نمي دانم. اين نوعي شكنجه است كه آدمي به خاطر ناداني و جهالت و هم هويتي با گذشته موروثي به جان مي خرد و بهاي سنگينش را هم با فرسودگي و مرگ در هر لحظه مي پردازد . رنج و دردي كه همواره بايد تحمل كند . ازدواج و يا زندگي مشترك عبارات  با شكوهي هستند ، آن گاه كه دو نفر به هم بر مي آيند و در كنار هم احساس شادي و خوشي و سبكي و پرواز مي كنند .يعني زندگي طربناك ، همچنان كه ژرژ پنجم كرد ! پادشاه بريتانياي كبير ، پادشاهي انگليس را رها كرد كه با معشوقه خود « خانم سامپسون» زندگي كند. بخاطر يك زندگي عاشقانه دست از سلطنت برداشت و تا حدود صد سالگي نيز در كنار همسرش ماند ! ولي ما اين رابطه باشكوه را خراب مي كنيم يا به استقبال خرابي آن مي رويم ! چرا كه از آن هيچ چيز  جز رابطه جنسي ، آن هم كج و معوج ! - نمي دانيم 0 آن را خراب مي كنيم ؛ با انتظارهاي بيهوده ، با سبكسري هاي بچه گانه ، با نپختگي هاي كودكانه ، با باورهاي عتيق و با محاسبه هاي كوچك و مقايسه هاي بي ربط و چالش هاي بي جهت ! ما زندگي مشترك را به تكرار كليشه هاي خميازه آور تبديل مي كنيم و بعد از كسالت آن مي ناليم . ما براي زندگي مشترك تجربه كافي و وافي نداريم . اداي آن را در مي آوريم 0 مي خواهيم آن را در خانه همسر خود به دست آوريم. تاجري هستيم كه بدون دست مايه دست به تجارت زده ايم . عاقبت آن هم معلوم است: ورشكستگي آشكار يا پنهان ! همه اينها تحفه انسان پسيكولوژيك است براي يك زندگي به اصطلاح مشترك كه مي توانيم نام آن را بگذاريم «زندگي نامشترك» !
بسياري ازدواج مي كنند ولي از سر ناچاري و خود را ، يعني قابليت ها و استعداد هاي خود را  تباه مي كنند  .آنها گستره هاي ديگر را نديده اند . هر چه ديده اند و شنيده اند همين بوده است.   از اين رو فكر مي كنند كه راه ديگري در مقابل ندارند. به علاوه عشق هم به اين سادگي ها حادث نمي شود . منتظر آن هم نبايد بود . چرا كه انتظار باعث مي شود كه عشق از ما بگريزد. عشق مهمان ناخوانده است . مي آيد بدون آنكه در بزند . ما را آتش مي زند بدون آنكه صداي گامهايش را بشنويم . بنابر اين به نوعي رابطه بايد قانع بود و آن رابطه  جنسي است .
از اينجا مي توان نوع ديگري از رابطه را هم تعريف كرد . رابطه اي كه عاشقانه نيست ولي عاقلانه – عاشقانه است  . در اين رابطه حوزه  مغناطيسي انسان شدت مي گيرد . در اين حوزه دو انسان به هم جذب مي شوند . به نوعي نمي توانند از اين حوزه بگريزند . بدون شك جذبه جنسي و آسودگي خيال در آن نقش تعيين كننده دارد . دراين گونه از رابطه ، همزيستي به شكل شكوهمندي ادامه مي يابد.
 امارابطه عاقلانه – عاشقانه يعني چه ؟
رابطه عاقلانه – عاشقانه زندگي مشتركي است كه البته دور از تصاويري كه ما در ذهن داريم تحقق پيدا مي كند . در اين رابطه اگر محاسبه جايي نداشته باشد ، نوعي عشق تحقق پيدا مي كند .  اسم اين را مي گذارم « خودگرا »  درست مانند تولد بيولوژيك كه در آن انسان معصوم زاده  مي شود . اما پس از آن انسان بيولوژيك گرفتار دست خوردگي مي شود و پسيكولوژيك مي شود . در اين حالت عشق نمي تواند آن چنان جوانه بزند . چرا كه انسان پسيكولوژيك سرشاراز نفرت و كينه است . هرچند مي دانيم و مي بينيم كه در اين وضعيت نيز برخي« صاعقه عشق » مي شوند . به راستي« صاعقه عشق »! من نام اين را مي گذارم « صاعقه عشق » چرا كه ناگهان پديدار مي شود و درون شرطي انسان راخاكستر مي كند .  و از اين خاكستر جوهر اصيل انسان متبلور مي گردد و زاده مي شود .
خود ، من ، نفس ، مركز و هرچه در ذهن ما اخلال مي كند مي سوزد و ناپديد مي گردد . با اين حال عشق اولي يا خردگراست كه عموميت دارد و مي تواند انسان پسيكولوژيك را هم به مرزهاي دگرگوني فانكشنال بكشاند . در واقع عشق اول راهگشا  نيز هست .
عشق نوعي مراقبه دايم است . مراقبه اي كه ما را به وراي ذهن شرطي مي برد . در اين حالت ذهن ما همان است كه بوده ، يعني شرطي و برنامه ريزي شده است . ولي عشق در آن تحول و دگرگوني شگفتي ايجاد مي كند . پيوند ما رابا برنامه هاي ذهني و عقده ها مي برد . عشق قاتل چرك درون ماست. عشق قاتل همه محاسبه هاست . عشق قاتل انتظارها و سبكسري هاي ماست 0 عشق قاتل منيت هاست . بنابراين عشق نجات دهنده است .منجي ماست . انسان پسيكولوژيك و فانكشنال ،  هر دو در معرض حادثه عشق اول و دوم هستند . هر چند انسان فانكشنال بهتر در اين حوزه مغناطيسي قرار مي گيرد . چراكه سراسر نگاه ، توجه و مراقبه است . و ذهني كه مزاحمت ندارد و شكوه زيبايي را باهمه وجود حس مي كند.
عشق قاتل خود محوري هاست. آينه اي است كه جوهر ما را بر ما آشكار مي كند . جوهري كه غماز است. عشق قاتل همه است به جز معشوق . همه در برابر معشوق مي ميرند ؛ نه به كينه و نفرت و شكنجه ، نه ؛ از سر بي نيازي مي ميرند. عشق بشارت دهنده بي نيازي است . هنگامي كه عشق هست ، جهان و حتي همه عالم هستي از آن ماست . از اين رو حسادتي در كار نيست . آزمندي در كار نيست . با عشق ما همه چيز داريم ؛اما وابستگي نداريم .
عشق يعني توانگري 0 عشق يعني هيچ ! يعني « تهيت »0 يعني كوري و كري نسبت به جهان شرطي. عشق يعني معشوق و ديگر هيچ!
متأسفانه ممكن است كه ما پس از مدتي به وضعيت گذشته باز گرديم . و البته  باز مي گرديم ! باكي نيست . ولي اين حالت يكي از شگفتي هاي درون ما باقي مي ماند.با اين همه مي توانيم همچنان به عشق اول بينديشيم . عشقي كه من روي آن خيلي حساب مي كنم . عشق اول ، عشق واقعي زندگي ماست . مي تواند تكرار بشود . مي تواند هما ن جا كه هست بماند . انسان فانكشنال كه  دور از محاسبه و مقايسه و رقابت زندگي مي كند هميشه مستعد عشق اول و دوم است .
انسان فانكشنال كه افق ديد او  تميز و پاك است ، همواره مهياي پذيرش عشق اول و دوم است . عشق اول است كه كيفيتي انسان ساز دارد . هنر و زندگي را جلا مي دهد0 شادي را جاودان مي كند . بدون آنكه زيان هاي عشق دوم راد اشته باشد 0 عشق دوم همه چيز را خاكستر مي كند 0وادي جنون است .
عاشقم من برفن ديوانگي
مردم ازفرهنگي و فرزانگي
عشق اول سازنده است . انسان فانكشنال را در مسير سازندگي نگه مي دارد . بيشتر به درد جامعه مي خورد. از اين روست كه مي تواند گرماي عشق دوم را هم داشته باشد ، ولي خسارت هاي عشق دوم را نداشته باشد . اين كه مي گويم « خسارت » ، به خاطر اين است كه در هر حال ما بايد در جامعه زندگي كنيم . از اين رو عشق دوم ويران كننده جامعه است . همه هنجارها را به هم مي ريزد . رو به درون دارد. اما عشق اول رو به بيرون هم دارد . از ضرورت ها غافل نيست . با اين همه اين اتفاق ( ورود عشق دوم ) ممكن است هر لحظه از نو رخ دهد .
عشق اول داراي جاذبه جنسي است كه تكراري خوشگوار دارد . همراهي با طرفي كه همرأي و همساز و همدم و همدل و همراه و همكوش و همفكر وهمكيش و همسان و همتا و همبود و همشد وهمخواه شماست . اين عشق داوم دارد . عشق دوم اغلب بي دوام است . صاعقه وار مي آيد و صاعقه وار مي رود. همه ما منتظر عشق دوم هستيم ؛ از اين روست كه عشق اول را كه واقعي تر و ممكن تر و محتمل تر است از دست مي دهيم ! بيداري ما ضامن ادراك ورود عشق اول و خردگر است . 
اين بيداري را پاس بداريم . عشق اول هميشه در نزديكي ما لنگر انداخته است . هميشه منتظر ماست . ورودش را در هر لحظه خوش آمد بگوييم .
                                                               منبع :
دکتر پیمان آزاد www.peymanazad2000@yahoo.com



نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 توسط ناز گل

عشق یعنی خوردن عذا در بهترین رستوران
ازدواج یعنی خوردن غذای آماده در خانه

عشق یعنی صحبت کردن درباره بچه دار شدن
ازدواج یعنی صحبت کرند درباره چطور خلاص شدن از دست بچه ها

عشق یعنی زود به رختخواب رفتن
ازدواج یعنی زود خوابیدن

عشق باعث از دست رفتن اشتها میشه
ازدواج باعث از دست رفتن قیافه میشه

عشق یعنی داشتن وقت
ازدواج یعنی نداشتن وقت

عشق یعنی برنامه ریزی برای آینده
ازدواج یعنی خراب شدن آینده

عشق یعنی سحرخیز بودن
ازدواج یعنی خواب آلود بودن

عشق یعنی دادن اولین الویت به معشوق
ازدواج یعنی دادن آخرین الویت به معشوق

عشق یعنی بلند پروازی
ازدواج یعنی شکستن پر و بال




نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 توسط ناز گل

چه زمانی متوجه حضور کسی در قلب خود میشوید؟ عشق در کیمیای ذهنتان باعث چه رویدادی میگردد؟ و آیا عاشق شدن صرفاً طریقه ای طبیعی برای حفظ بقای نوع بشر است؟

ما نام عشق را بر آن می نهیم. عشق به مانند روشنای آفتاب حس میگردد. اما روح بخش ترین احساسات انسانها شاید همین راه حل زیبای طبیعت برای بقای نسل آدمیان و تولید مثل آنها باشد.

مغز توسط مجموعه ای از مواد شیمیایی اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار می آورد. تـصور بر این است که در حال گزینش شریکی برای خود هستیم، در حالی که ممکن است طعمه ای دلباخته برای دام دوست داشتنی طبیعت بیش نباشیم.

آنگونه که شما تصور میکنید نیست...

روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانیه تا 4 دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید.

تحقیقات گویای این مطلب میباشند:
%55 از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید.
%38 از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن.
فقط %8 از طریق گفتگو عاشق میشوند.

3 مرحله عشق:
روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند.

مرحله1: شهوت
این اولین مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمونهای جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید.

مرحله2: مجذوبیت
زمانی شگفت انگیز، هنگامیکه به عشقی حقیقی مبتلا شده اید و بسختی میتوانید به دیگران فکر کنید. دانشمندان بر این باورند که سه انتقال دهنده عصبی اصلی در این مرحله دخیل میباشند: آدرنالین، دوپامین و سروتونین.

آدرنالین:
مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند. وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد.

دوپامین:
یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک میل و رغبت در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید!

نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه.



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم بهمن 1387 توسط ناز گل

چگونه دوستت دارم را بگوييم؟

هر چند این عبارت می تواند گویای احساسات بدیهی باشد، اما میتوان از راههای دیگر نیز عشق را اظهار نمود، که چه بسا میتواند تاثیرگذارتر باشد.

گفتن "دوستت دارم" معمولاً برای افراد بسیاری دشوار بوده و نیازمند یک زمان مناسب است؛ اما حتماً لازم نیست که عبارت "دوستت دارم" را بر زیبان بیاورید تا طرف مقابل متوجه احساسات درونی شما بشود. هر چند این عبارت می تواند گویای احساسات بدیهی باشد، اما می توان از راههای دیگر نیز عشق را اظهار نمود، که چه بسا میتواند تاثیرگذار تر بوده و رابطه را بیش از پیش شاداب، سرزنده و سالم نگه دارد.

راههای ساده ای وجود دارند که می توانند بدون اینکه حرفی به زبان بیاورید، به همسرتان ثابت کنید که دوستش دارید. و علاوه بر همه این موارد: آیا شما در بوسیدن تبحر دارید یا خیر؟


1- تایید کرده، تشکر کنید و قدردان باشید
یکی از خصلت های طبیعی هر انسانی این است که به دنبال تایید از طرف کسانی است که دوستشان می دارد.

به همین دلیل کاملاً معقول می باشد که تا جایی که می توانید تلاش کنید تا مطمئن شوید که شریک زندگیتان می داند که تا چه اندازه او را دوست می دارید و برایش ارزش و احترام قائل هستید. در میان گذاشتن این امر که چه احساسی نسبت به همسرتان دارید، اصلاً نیازی به صرف وقت آنچنانی ندارد.
اگر هم احساس می کنید که او در حال حاضر می داند که شما چه احساسی نسبت به او دارید، بد نیست گاه و بی گاه یادآوری های کوچکی داشته باشید تا او هم بیشتر ترغیب به عشق ورزی نسبت به شما شود.

همه ما دوست داریم تا به خاطر کارهایی که انجام می دهیم، مورد تایید و پذیرش سایرین قرار بگیریم. حال چه این کار تامین مالی خانواده باشد، چه پرورش مناسب فرزندان باشد، نحوه انجام کارهای فردی، نحوه نگاه ما به مسائل مختلف، و یا سایر موفقیت هایی که در زندگی بدست می آوریم.
بنابراین اگر دائماً بخواهید نقد کنید و فقط جنبه های منفی شریک زندگی خود را ببینید، گفتن "دوستت دارم" نمی تواند کاری را از پیش ببرد. در حقیقت با این کار بدتر ارزش خود را زایل کرده و به راحتی او می تواند متوجه شود که حرف هایتان از ته دل نخواهد بود.


متاسفانه بیشتر ما چنین کاری را انجام می دهیم. در قدم اول ابتدا باید آسیب هایی را که به طرف مقابل وارد آورده اید را شناسایی کنید و سعی کنید تا انتقادهایتان آزار و اذیتی را به طرف مقابل وارد نسازد. باید راه نبرد خود را به درستی انتخاب کنید و با شیوه های مسالمت آمیز از او انتقاد کنید. به جای اینکه تمام توجه خود را بر روی اشتباهات و عیوب طرف مقابل متمرکز نمایید، باید سعی کنید در مسائلی که او توانایی بیشتری دارد را تایید، و تصویب کرده و از او قدردانی نمایید.
به عنوان مثال زمانیکه همسرتان مثلاً با بیرون بردن زباله ها قصد دارد تا به نوعی، عشق و محبت خود را به شما نشان دهد و یا روغن ماشین شما را تعویض می نماید، یادتان نرود که از عباراتی به این شرح استفاده کنید.: "مرسی از اینکه.....را انجام دای" و یا "از تو سپاسگزاری می کنم که....." و یا "من تو را تحسین می کنم که........" سعی کنید محدوده استفاده از این کلمات و عبارات را افزایش دهید.



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم بهمن 1387 توسط ناز گل

آمریکا: جیم و فیبی
جیم وقتی شش سالش است عاشق اسپایدرمن شد، وقتی دوازده ساله شد عاشق بت من شد. وقتی هجده ساله شد عاشق آنجلینا جولی شد، وقتی 24 ساله شد مدتی را با گابریلا دختر مکزیکی همکلاسی دانشگاهش گذراند، اما نتوانست عاشقش بشود، چون گابریلا از مسابقات ان بی ای متنفر بود. وقتی سی سالش شد هر روز دنبال پایان نامه اش دانشگاهش بود و به همین دلیل با فیبی کتابدار دانشکده دوست شد. بعد از پنج سال که با هم زندگی کردند فیبی ترکش کرد، چون از این زندگی خسته شده بود. جیم تازه احساس می کرد که عاشق فیبی شده است، شب از دوری فیبی شدیدا افسرده شد و مست کرد و به خانه آمد. وقتی وارد خانه شد، دید فیبی بازگشته و جلوی خانه خوابش برده است. آنها با هم ازدواج کردند و در حال حاضر چهار فرزند دارند. 

 فرانسه: رومئو و ژولیت و جمال
رومئو توی متروی سن ژرمن ژولیت را دید و احساس کرد تمام تنش گرم شده است. شب وقتی کنار رودخانه قدم می زدند، ژولیت گفت که سردش شده است. با هم به خانه رومئو رفتند و شب را با هم گذراندند، اما عشقی دیگر در انتظار بود، وقتی که رومئو، فرانسوا خواهر ژولیت را دید، عاشقش شد. ژولیت عصبانی شد و با پی یر، پدر رومئو رابطه برقرار کرد. ژانین، همسر پی یر وقتی دید شوهر پنجاه و هفت ساله اش با یک دختر بیست و سه ساله روی هم ریخته است، با جمال شاگردش که مراکشی بود و بیست و پنج سال از او کوچکتر بود، رابطه برقرار کرد. رومئو یک هفته ای با فرانسوا گذراند، اما فرانسوا نمی توانست به رابطه اش با رومئو ادامه دهد، رومئو به اندازه کافی چیزی نبود که فرانسوا می خواست. رومئو تنها ماند و به خانه برگشت. وقتی در خانه ژولیت را در کنار پدرش دید، به توالت رفت و ساعتها گریه کرد. ژولیت و پدر از گریه او بیدار شدند. آنها از آن پس تصمیم گرفتند همه با هم زندگی کنند، جمال، ژولیت، فرانسوا، پیر، رومئو و ژانین. هشت سال بعد رومئو و ژولیت احساس کردند همدیگر را دوست دارند، به همین دلیل تصمیم گرفتند دیگر همدیگر را نبینند. چون می ترسیدند عاشق هم بشوند و آزادی شان را از دست بدهند.

شوروی سابق: ناتالیا و الکسی
ناتالیا و الکسی به عنوان دو عضو فعال حزب احساس می کردند که از همدیگر متنفرند، آن شب، آن دو در مهمانی حزب ودکای فراوانی خوردند و شب را تا صبح در حال مستی با هم گذراندند. هر دو به هم اعتراف کردند که از رفیق استالین متنفرند. صبح که از خواب بیدار شدند، احساس کردند که عاشق همدیگر هستند. یک هفته بعد با هم ازدواج کردند و توسط کا گ ب دستگیر شدند و تا پایان عمر همچنان عاشق همدیگر بودند، پایان عمر آنها پانزده روز بعد از ازدواج و سیزده روز بعد از دستگیری آنها بود.

اگه میخواین ببینن تو ایران عشق چه جوری اتفاق می افته لطفا ادامه مطلبو بخونین بفرمایین بفرمایین تعارف نکنین



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم بهمن 1387 توسط ناز گل

 

خرافات در همه امور زندگی وجود دارد، چند مورد از آنها را درباره ازدواج

بخوانید، شاید دلیلی برای خندیدنتان شود.

 

- خوش یمن است که از دوستی بخواهید با حلقه نامزدی تان آرزویی کند اما
 
هرگزحلقه تان را به وی ندهید تا آنرا در انگشتش امتحان کند
.
- خوش یمن نیست که پیش از نامزدی حلقه نامزدی دستتان کنید.

- اگر 3 زن که حرف اول نامشان یکی است سر میز غذا بنشینند یکی از آنها
 
 به زودی ازدواج خواهد کرد.

- اگر تکه ای از کیک عروسی را درون ظرفی بگذاری و آنرا زیر بالشت قرار
 
دهی خواب همسر آینده ات را خواهی دید.(حالا تصور کنید صبح رختخواب شما چه شکلی خواهد شد!!!!!)
 
- هر کس که بلافاصله بعد از عروس از پله ای بالا برود در آینده نزدیک ازدواج
 
خواهد کرد.

- اگر عروس هنگام بریدن کیک عروسی اش آرزویی بکند، آرزویش برآورده
 
می شود.

- اگر بیش از 3بار ساقدوش شوی هرگز ازدواج نخواهی کرد.(حواستون به
 
خودتون باشه).

- اگر تعداد میهمانان مجلس عروسی تان زوج باشد برایتان خوش یمن
 
است...

- مردی که بیش از 3 بار از ازدواج سر باز زند تا آخر عمر مجرد باقی می ماند.
 
(طفلک!!)

- اگر پیش ازعروسیتان دوست شما لباستان را بپوشد شوهرتان به شما
 
خیانت خواهد کرد.

- اگر درون کفش عروسی ات سکه ای بیندازی یا اسکناسی بچسبانی
 
طوری که در جریان عقد روی آن سکه یا اسکناس ایستاده باشی در ازدواجت
 
به ثروت خواهی رسید.




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم بهمن 1387 توسط ناز گل

پيشنهاد ازدواج دادن بي شك يكي از مهمترين و بزرگترين گامهايي ميباشد كه تا به حال برداشته ايد. شما خواهان آن هـستـيد كه در آن لحظه همه چيز عالي و بـه بـهتـريـن نحو پيش رود و از آن مهمتر كه ميخواهيد پاسخ وي مثبت بـاشـد! ايـن نكـات را هــنگام دادن پيشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهيد تا شانس موفقيت شما افزايش يابد:
۱- مطمئن گرديد كه فرد مناسبي را برگزيده ايد: واضح است نه! امــا حـقـيقت امر آن است كه ازدواج چيزي نيست كه بخواهيد بـخاطـر انــگيــزه هــاي آنــي وارد آن گرديد. ممكن است شما ديوانه وار همديگر را دوست داشته باشيد اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زياد دوام نخواهد آورد و يا آنكه ارزشهاي شما با ارزشهاي همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد  فردي كه ميخواهيد با وي ازدواج كنيد ترديد داريد، بهتر است بيشتر درباره آن بيانديشيد.

2- مطمئن شويد هر دوي شما آمادگي داريد: پيـش از آنـكه پيـشنهاد ازدواج دهيد درباره آن كه در زندگي بدنبال چه اهدافي ميباشيد، حتــي اهداف 50 سال آينده خود با يكديگر صحبت كنيد. هر چه بيشتر بــا يـكديگر در مــورد آن چـه بــراي شـما حائز اهميت ميباشد گفتگو كنيد بيشتر متوجه آن ميگرديد كه آيا با يكديگر تفاهم و سازگــاري داريـد يــا خير. همچنين بايد از لحاظ مالي آمادگي داشته باشيد. اگر شما قادر نيستــيـد كــه مخارج خود را تامين كنيد، بهتر است نامزدي خود را به تعويق بياندازيد.

3- از پدر و مادر وي اجازه بگيريـد: شـما ابـتـدا بايد بدانيد كه آيا اگر پـيش از ازدواج با پدر و مادر وي مشورت كرده و اجازه بخواهيد، آنها را خوشنود ميسازد يا خير. ايـن نـكته شـايـد عـجيـب بـــنظر آيد اما شما كه نمي خـواهيد پـدر زن و مادر همسر آيـنـده خود را برنجانيد؟ اين عمل براي آنكه دلشان را بدست بياوريد بسيار موثر خواهد بود.

4- بطريقي پيشنهاد بدهيد كه خوشايند وي باشد: به پيـشنهاد ازدواج هـمچون يك هديه به بانوي زندگي خود بنگريد. آن را بـطريقـي طـرح ريزي كنيد كه باب ميل و سليقه وي بوده و مطابق با شخصيتش باشد. آيا وي رومـانتـيـك اسـت و يـا اهـل تـفريح و شوخ طبعي؟ آيا ميل دارد بطور محرمانه از وي خواستـگـاري كنـيـد و يا روي ديــوار درخـواست خود را بنوسيد؟

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوم بهمن 1387 توسط ناز گل

 

جهت مشاهده تصويري زيبا از عشق بعد از دوران كهولت و پيري يك زن و مرد به ادامه مطلب توجه فرماييد



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهارم دی 1387 توسط اميد

ازدواج نقطه آغاز شيرين زندگي مشترك دو نفر است.


ازدواج احساسانه
اين نوع ازدواج با جملاتي نظير آه كه چقدر دوستت دارم! اگر تو نيايي منم بستني نمي خورم! تو كجا بودي تو آسمونا دنبالت مي گشتم رو زمين پيدات كردم و ... شروع ميشن. بالاخره يكي از اون دو تا به ديگري ميگه من از اولم تو رو نمي خواستم!...
هر كسي هم كه وضعيت اونا رو ميبينه به فرزندش ميگه : ببين عاقبت كنار خيابون با هم آشنا شدن و تو ماشين پرايد نشستن و شماره دادن و شماره گرفتن همينه...
ازدواج عاشقانه
اين نوع ازدواج كمي از احساسات بالاتر است. هر دو يكديگر را دوست دارند و مي خواهند و به يكديگر اظهار علاقه مي كنند و به عهد خود پايبندند. آنان سعي مي كنند رفتارهاي بچه گانه نشان ندهند و حالت هاي عاشقي را تمرين كنند. كمي لاغر مي شوند . از خواب و خوراك مي افتند و بالاخره با اصرار ، ازدواج انجام مي شود.هر كسي هم كه مي بيندشون ميگه خدايي همديگه رو مي خوان اگه بدن براي خودشون بدن اگه خوشن براي خودشون خوشن.
ازدواج عاقلانه
اين نوع ازدواج بر اساس اصول اعتقادي ، رعايت نظم اجتماعي و توجه به بافت جامعه و خانواده اي طرفين انجام مي شود. معمولا اگر احساسي هم در اين ازدواج باشد معمولا سمت و سوي عقلي ميگيرد. ازدواج هم كه صورت گرفت به عنوان يك قرارداد اجتماعي و توجه به بافت جامعه و خانواده هاي طرفين انجام مي شود. و بسيار پايبند و مقيد به رعايت حقوق آن هستند. انتظار دتر و پسر از اين ازدواج درك منطقي همديگر است.
هر كسي هم كه اين موضوع را ميبيند مي گويد: خوب ازدواجي بود به هم مي خوردن. ديگه عاقل شده بودن! خدا كمكشون كنه هر آدمي كه برنامه ريزي كنه همين عاقبتو داره!
خلاصه بهترين ازدواج ازدواجيه كه عاقلانه و آميخته از حس عاشقانه باشه. ازدواجي كه با عقل ممزوج شده و همراه با عشق و احساس باشه عاليه...!




نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آذر 1387 توسط اميد

داستان اینطور است که پیرمردی کنار نوه هایش نشسته بود و به آنها می گفت که در همه زندگی ها یک جنگ خیلی وحشتناک هست، جنگ بین دو گرگ.

یکی از آنها شر است: یعنی ترس، عصبانیت، دشمنی، طمع، خودبینی و تکبر، ترحم به خود، دشمنی و خصومت، و فریب. آن دیگری خیر است: یعنی لذت، آرامش، فروتنی، اطمینان، بخشندگی و سخاوت، حقیقت، نجابت و ملایمت، و مهر و محبت.

یکی از نوه هایش پرسید، پدربزرگ، کدامیک از این گرگ ها در جنگ برنده می شوند؟ پدربزرگ به چشمان او خیره شد و جواب داد، آنی که بهش غذا بدهید.

این داستان کوتاه حقیقتی بسیار گسترده ژرف در خود دارد. این شما هستید که انتخاب می کنید که به کدام ویژگی ها، اعتقادات و ارزش ها توجه کنید. و آن خصوصیاتی که روی آنها تمرکز کنید، زندگی شما را از آن خود می کنند.

اگر بخواهید بطور مداوم روی مشکلات زندگی زناشویی تان متمرکز شوید، باعث میشود رابطه تان حتی بدتر از آنچه که واقعاً هست به نظر برسد.

اگر همیشه به اشتباهاتی که مرتکب شده اید و اینکه چقدر از همسرتان عصبانی و ناراحت هستید فکر کنید، عصبانیتتان بیشتر و بیشتر خواهد شد و خاطره های خوشی که با هم داشته اید را هم خراب می کند. وقتی این اتفاق می افتد، دیگر نمی توانید یک تصویر متعادل از زندگیتان ببینید.

هرچه انرژی بیشتری را صرف پرداختن به مسائل منفی زندگیتان صرف کنید، همه چیز بدتر و ناامیدانه تر به نظر خواهد رسید.

و وقتی به بخش منفی زندگیتان غذا می دهید، انرژی خلاقه تان یخ زده و از بین میرود. درنتیجه، دیگر توانایی کشف راه حل های یاری رساننده یا داشتن دیدگاهی تازه و بکر را نخواهید داشت.

با افکارتان، اعتقاداتتان، و رفتار و اعمالتان روی دیدگاهتان از واقعیت تاثیر می گذارید. به گفته کاترین مانسفیلد، برای تغییر رفتارمان، نه تنها باید به زندگی از یک دید متفاوت نگاه کنیم، بلکه زندگی هم خود، متفاوت خواهد شد.

ظاهر زندگی به این دلیل متفاوت می شود و تغییر می کند که رفتارها و عملکردهای خود ما تغییر کرده است.

در هر زمان، این شما هستید که تصمیم می گیرید، درمورد اتفاقات و رویدادهای زندگیتان و انسانهای درون آن، با چه دیدی نگاه کنید. این تعبیرها تجربه شما را از واقعیت شکل می دهد و بر ظرفیت شما در زندگی تاثیر می گذارد. همچنین بر انتظارات و توقعات شما در مورد زندگی اثر می کند.



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آذر 1387 توسط اميد

عضو شورای مرکزی کمیته امداد تشریح کرد نحوه همسریابی برای دختران تحت پوشش این نهاد از طریق اردوهای زیارتی

ایلنا: حمید رضا ترقی، عضو شورای مرکزی و معاونت فرهنگی کمیته امداد در نشست خبری این کمیته که امروز برگزار شد درپاسخ به این سئوال که شما آیا در زمینه همسریابی افراد تحت پوشش خود اقدامی انجام می دهید ، گفت:‌‏ در رابطه با همسریابی برای افراد تحت پوشش کمیته امداد دو روش مستقیم و غیر مستقیم داریم.

وی افزود: روش مستقیم را فقط در رابطه با دخترانی که در طرح جداسازی از والدین معتاد نگه داری می‌‏کنیم و در خوابگاه‌‏ها پذیرای آنها هستیم به کار می‌‏بریم. چون این افراد کسی را ندارند که در امر ازدواج به آنها کمک کند.

بقيه خبر در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 توسط اميد

1- محبت شدیدی كه صادقانه به تو ابراز میكردم


۲- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو


۳- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم


۴- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و


۵- این احساس در قلب من قوت میگیرد كه بالاخره روزی باید




ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ شنبه دوم آذر 1387 توسط ناز گل

سؤال
ازدواج فرزندان آدم و حوّا چگونه بوده، آیا خواهر و برادر با هم ازدواج کرده اند یا ازدواج آنان به صورت دیگری بوده است؟

پاسخ
در این باره در میان دانشمندان اسلامی دو نظر وجود دارد و هر کدام برای خود دلایلی از قرآن و روایات ذکر کرده اند. اینک ما هر دو نظر را بطور اجمال در این صفحات نقل می کنیم :



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم آبان 1387 توسط اميد

در زندگي مشترك خود اگر بتوانيد همسرتان را درك كنيد و رفتار محترمانه اي را با او داشته باشيد اين قول را به شما مي دهم كه خوشبختي از آن شماست - گواراي وجود - در ضمن زندگيتان خيلي زيبا و شيرين ميشود.

حالا اين چند توصيه را بخوان و در زندگي مشتركت به كار ببر :



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم آبان 1387 توسط اميد

جدی گرفتن ده توصیه ساده، شما را به بهترین شوهر دنیا برای همسرتان تبدیل می‌کند.
اگر شما هم از آن دسته آقایانی هستید که خود را در کار و مشکلات روزانه غرق کرده‌اید‌، بهتر است چند دقیقه‌ای دست از سر قبض‌های پرداخت نشده آب‌، برق و گاز‌....و قسط‌های عقب مانده شهریه بچه‌ها بردارید‌ و فقط با برداشتن ۱۰ گام ناقابل‌، مثل همیشه برای همسرتان بهترین شوهر دنیا باشید‌:



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم آبان 1387 توسط اميد

اگر زوجین فاقد مهارتهای ارتباطی ضروری برای حل مشكلاتشان باشند، حتی كوچكترین مشكل نیز حل ناشدنی‌خواهد شد

امروزه بسیاری از ازدواجها قبل از تشكیل و یا مدت كوتاهی بعد از آن متلاشی می‌شوند. درك اینكه چرا این ازدواج‌ها شكست می‌خورند می‌تواند راه‌حلی باشد كه مراقب باشید ازدواج خودتان شكست نخورد.


بقيه در ادامه مطلب ...  



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم آبان 1387 توسط اميد

از میان ضرب‌المثل‌های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت‌های بزرگ جهان پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب كرده‌ایم. بسیاری از این حرف‌ها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفته‌ها می تواند برای عده‌ای حكم كلید راهنما را داشته باشد.

بقيه در ادامه مطلب ...



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم آبان 1387 توسط اميد

خیلی از شما به دنبال عشق حقیقی هستید.خیـلی هـای دیـگرتان هم فکر میکنید که عشق واقعی خود را پـیدا کـرده اید. امـا خیـلی هـا هم هستنـد کـه در رابـطه هایی به سر می برند که چندان برایشان خوب نیسـت اما فکر میکنند هرعشقی بهتر از بی عشق بودن است. اگر عشق حقیقی خود را پیدا نکـرده ایـد، یا اگر در ایـن بـاره مطـمئن نیستیـد، دراین مقاله میخواهیم به شما کمک کنیم که چطور آن شریک زندگی خاص و ویژه را از آنِ خود کنید.

و اگر به خاطر ترس از تنهایی در یک رابطه بد مانده اید، باید بدانید که چیزهای بدتر از تنهایی هم وجود دارد، مثل از دست دادن احترام خود، از دست دادن اعتماد به نفس، و ارزشمندی خود. وقتی این سه چیز را از دست بدهید، در خطر از دست دادن میل و خلاقیت لازم برای درک اهداف زندگی، کنار از رسیدن به آنها، خواهید بود.



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم آبان 1387 توسط اميد

عشق از دید حاج آقا : استغفرالله باز از این حرفهای بی ناموسی زدی
 (جمله ی عاشقانه : خداوند همه ی جوانان را به راه راست هدایت كند )

عشق از دید یك ریاضیدان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ی عاشقانه :  آه عزیزم به اندازه ی سطح زیر منحنی دوست دارم) 

عشق از دید بقال سر كوچه : والا دوره ی ما عشق .. نبود ننمون رفت و این سكینه خانوم رو واسمون گرفت
 (جمله ی عاشقانه : سكینه شام چی داریم ...) 

عشق از دید یك دختر دانش آموز كمی بی غم : آه عزیزم كاش الان پیشم بودی، بغلم میكردی ، سرمو میزاشتی رو شونه هات

( جمله ی عاشقانه : دوست دارم عزیزم )



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ دوشنبه پانزدهم مهر 1387 توسط اميد

با خوبی و خوشی برای همیشه:
بـر اسـاس نـوشـته های لوییس پروت در کتاب خود بـا نام کسـب آمـادگـی بـرای ازدواج (انـتـشـارات زنـدرمـان 1998) بسیاری از خـانـواده ها مـعـــتقـدند کـه اولین سـال زندگی مشترک سخت ترین الهاست. عبارت "بـا هـم تــا زمان مـرگ" شـایـد در آغـاز بیـش از حـد نشــاط آور و خوشحـال کننده باشد، اما پس از مدتی خاصیت خود را از دست می دهد. چه یکسال از ازدواج شما سپری شده باشد چه 20 سال، حتما دوره هایی را به خاطر می آورید که احساس نا امیدی به شما دست داده، بی علاقه شده اید و ناکام و نا امید بودید و در برخی موارد دچار عصبانیت نیز شده اید. گاهی اوقات تصور می کنید که دچار اشتباه شده اید و اصلا علاقه ای به شریک زندگی خود ندارید. کم کم از ارتباط فعلی خود خسته می شوید و شروع می کنید به پرسیدن این سوال که آیا واقعا او را دوست می دارید.

این احساسات کاملا طبیعی هستند. شما در داشتن چنین شک و تردیدهایی تنها نیستید، دیگران هم گاهی تصور می کنند که واقعیت زندگی با انتظارات درونی آنها در تضاد است. البته پس از سپری شدن این دوران شما تعهد عمیقی را نسبت به شریک زندگیتان بر اساس "واقعیت زندگی" پرورش می دهید. رفتن به ماه عسل و رهایی از واقعیات زندگی برای مدت زمان درازی دوام ندارد. شور عشقی که هر یک از شما احساس کرده اید زمانی دوام پیدا می کند که بر اساس شالوده های ثابت و استوار پایه ریزی شده باشد، همچنین باید سعی کنید تا آنجا که می توانید از دست اندازهای موجود در طول راه پرهیز کنید.

اساس کار احساسات نیست:

آیا عهدهایی را که در روز ازدواج بسته اید به خاطر می آورید؟ شما قول می دهید که همسر خود را حتی در بدترین شرایط نیز دوست بدارید. پیمان های سنتی مثل "در بیماری و سلامتی" "در فقر و ثروت" و مانند این ها. چنین عهدهایی بر اساس اعتماد، تعهد، از خود گذشتگی و توجه بسته می شوند نه بر اساس شهوت، زیبایی ظاهر و خوش گذرانی.

 جهت مطالعه بقيه مقاله ادامه مظلب را كليك نماييد



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یازدهم مهر 1387 توسط اميد

حضور هیچکس در زندگی ما اتفاقی نیست.

                 خداوند در هر حضور جادویی نهان کرده برای کمال ما

                                خوش آن روزی که دریابیم جادوی حضور یکدیگر را . . .




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یازدهم مهر 1387 توسط اميد

رویکرد اولیه برقراری ارتباط با جنس مخالف عبارت است از پیدا کردن شریکی مناسب که خصوصیاتی منطبق با معیارهای شخصی فرد داشته باشد؛ از اینرو می توان اظهار داشت که شیوه و تکنیک های به کار گرفته شده به این مضمون از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشند. هنگامیکه نوبت به انجام یک چنین کاری می رسد، . تعداد بسیار زیادی از افراد عموماً دست پاچه شده و دچار استرس می شوند. این کار هنر است و همانطور که می دانید هر هنری آموختنی است. در این مقاله قصد داریم تا شما را با نکات قابل توجهی پیرامون این مطلب آشنا کنیم :

بقيه مقاله در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم مهر 1387 توسط ناز گل

برای ایجاد یک عقد وعلقه صحیح وسالم باید طرفین از شرایط لازم برای این پیوند برخوردار باشند در غیر این صورت بنای ازدواج متزلزل خواهد شد .ازجمله شرایط مهم دراین رابطه توجه به سن طرفین برای انعقاد عقد می باشد .
موضوع سن ازدواج مقوله ای نیست که تنها از لحاظ حقوقی مورد عنایت حقوقدانان وقانونگذار باشد بلکه ابعاد روانی ،اخلاقی واجتماعی را نیز با خود بدوش می کشد.
اهمیت این موضوع شاید به دوجهت مورد توجه است: اول، درست وصحیح بودن عقد نکاح .دوم، حمایت از دختران برای ازدواج در سنین پایین وجلوگیری از آسیبهای ناشی از این موضوع تا آنجا که یکی از دغدغه ها ودشواری های اجتماعی یک جامعه آن است که چگونه تمایلات جنسی زن ومرد را در نهادهای حقوقی واخلاق اداره کند. بدین معنا که تا چه حددر
این باره دخالت کند واین موهبت الهی را در مسیری درست ودور از تشنج وجدایی با تدابیر قانونی واخلاقی سامان دهد .
از آنجایی که دختران وپسران پس از گذراندن سنین 6 تا 12 سال هویت جنسی خود را شناخته وتفاوت هاوکاستی های یکدیگر را در می یابندطبیعتا این موضوع آنان را به ایجاد یک پیوند ورابطه با جنس مخالف سوق می دهد اینجا آنچه مورد توجه قانونگذار است ارتباط مشروع بدور از خطا ولغزش است تا به تبع آن ارتباط سالم جامعه نیز مصون وسلامت باشد .
موضوعی که باعث پیچیدگی این موضوع می شود آن است که گاه شرایط روانی وجنسی ازدواج برای دختر وپسر در سنین پایین مهیا است اما جامعه ویا حتی خانواده طرفین نمی توانند به این موضوع رضایت دهند ،واضح است که این مطلب گاه به شرایط یک جامعه از لحاظ فرهنگ وآداب ورسوم وسنت های حاکم برآن وگاه به اوضاع و احوال شغلی واقتصادی برمی گردد .
به عنوان مثال در هر جامعه ای اگر پسر ویا دختری بخواهند ازدواج کنند باید حد متوسطی از تحصیل را داشته باشند ویا توانایی واجازه کار در آن جامه برایشان فراهم باشد ویا اینکه بتوانند یک خانه اجاره کنند واز عهده ی هزینه های یک زندگی در حد متوسط برآیند در عین حال از رشد عقلی وکمی تجربه برای اداره یک زندگی معمولی برخوردار باشند .
ازدواج تنها تامین کننده ابعاد جسمانی یک فرد نیست بلکه سازندگی روحی واخلاقی وپیشرفت های علمی شغلی ومعیشتی نیز به یک زندگی مستحکم وسالم وابسته است.
از این رو سیاست قانونگذاری باید به گونه ای باشد که اولا امکان زناشویی وازدواج زودتر جوانان فراهم آید ویا دست کم آن را ممنوع ومتوقف نسازد ودر این راستا سن ازدواج را بیهوده بالا نبرد واز سوی دیگر از آنجایی که هدف قانون وجامعه در امر ازدواج وتشکیل خانواده سلامت زوجین وفرزندان ناشی از این پیوند مقدس است لذا باید اراده وشعور سالم نیز مورد توجه قرار گیرد که منظور همان رشد عقلی وروانی برای ازدواج است تا مسئولیت های ناشی از این ازدواج تمییز وروشن شود.
البته تحصیل تنها یکی از دلایل برای ازدواج خوب وسالم است وتوجه به عقل ورشدجسمی وروحی نیز ضروری است.
بنابراین خردمندان هر جامعه به تناسب نیاز ومصلحت ،همچنین سنت ها واخلاق آن جامعه بایستی سن ازدواج را معین کنند .
آنچه مسلم است آن است که سن نکاح در قانون مدنی کشور ما سن بلوغ می باشد،" توجه به سیر تاریخی سن بلوغ در قانونگذاری ما نشان می دهد که نویسندگان متن اصلی قانون کوشیده بودند تا مصالح گوناگون را با هم جمع کرده وبا آداب ورسوم همگام شوند."

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم مهر 1387 توسط ناز گل

حداقل سن ازدواج پسر را بيست و يك سال و حداقل سن نامزد احراز نخست وزيرى را هيجده سال تصويب كرده بودند، مردم آن كشور اعتراض كردند كه آيا مردى كه مى تواند در سن هيجده سالگى نخست وزير شود و مملكتى را اداره كند، براى ازدواج كردن بايد سه سال صبر كند؟ قانونگذاران پاسخى داده بودند كه بيشتر به شوخى شباهت دارد ؛ آنها گفته بودند: ((گاهى اداره يك زندگي از اداره يك كشور مشكل تر است.))!(2)
خلاصه اينكه سن مناسب ازدواج، بلوغ جسمى و رشد فكرى است كه اسلام حد بلوغ جسمى را بيان كرده ولى حد رشد فكرى را معين نكرده بلكه تشخيص آن را در اختيار خود دختر و پسر و اولياى آنها قرار داده است.
طرفداران بالا بردن سن ازدواج مى گويند:
1 ـ پسران و دختران قبل از هيجده و پانزده سالگى صلاحيت تشكيل خانواده را نداشته و قدرت تحمل مشقات و مسووليتهاى سنگين خانوادگى را ندارند.
2 ـ ازدواجهاى زودرس عامل مهم وقوع جرم است.
3 ـ زنانى كه از خانه شوهر فرار كرده و از آن متنفر مى شوند، اكثرا زنانى هستند كه در سن كمتر از سن قانونى به خانه شوهر رفته اند.
در پاسخ بايد گفت: درست است كه ازدواجهاى بى موقع و زودرس، يعنى ازدواجهايى كه توام با رشد كافى جسمى و فكرى نبوده و با آمادگى كامل براى زناشويى صورت نگرفته باشد، چه بسا موجب خيانت، بى مهرى، اختلافات خانوادگى و انواع جرمها شود; ولى دختر و پسرى كه رشد و آمادگى كافى پيدا كرده و از نظر جسمى و روحى آمادگى كامل براى زناشويى دارند، هيچ دليلى نمى تواند مجوز بالا بردن سن ازدواج آنها باشد.

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم مهر 1387 توسط ناز گل

تحقیقات نشان می دهد كه سالهای اول زندگی مشترك ، از حساسیت بسیار زیادی برخوردار است و بیشتر طلاقها در سالهای اولیه ی زندگی زناشوئی صورت می گیرد.و در بررسی عوامل وقوع طلاق ” عدم تفاهم“ مهمترین عامل جدایی زنان و مردان از یكدیگر است.
شاید لازم باشد كه ما نگاهی نو به برداشتی كه زنان و مردان از خوشبختی دارند بیاندازیم. بسیاری معتقدند كه به دنبال نیمه ی گمشده ی خود هستند و در صورت یافتن آن كامل می شوند، تا جایی كه در بسیاری از شعرها نیز این موضوع به چشم می خورد.
در حالی كه این طرز فكر كه دو نیمه ی زندگی زناشوئی سعادتمندی را درست می كنند به كلی اشتباه است و همان طور كه می دانیم یك دوم ضربدر یك دوم مساوی است با یك چهارم.دو انسان ناقص، دو انسان نیمه كاره هرگز نمی توانند زندگی سعادتمندی داشته باشند.
رابطه ی زناشوئی خوب در شرایطی است كه در آن دو انسان كامل و متفاوت تصمیم می گیرند كه با هم ارتباط صمیمانه برقرار كنند، با هم زندگی كنند،و با این حال هر دو می دانند كه می توانند بدون یكدیگر نیز به زندگی خود ادامه دهند .از همان ابتدا عشق را این گونه تعبیر می كنیم كه بالاترین درجه ی عشق ، گذشتن از نیازهای جسمانی، عاطفی و ذهنی به نفع دیگری است. شاید این گذشت ، یك فضیلت اخلاقی به حساب آید ، اما در این كه چقدر این گذشت بر مبنای بی بازگشت بودن قرار دارد، جای حرف هست.
شاید لازم باشد به پسران و دختران جوان بیاموزیم كه عشق ، صرفاً یك احساس خوب نسبت به دیگری نیست ، بلكه نوعی كار است و مستلزم تعهد و غلبه بر تنبلی است.
زوجهای سالم از روی میل قلبی به یكدیگر متعهدند. رابطه ی خوب و سالم زناشوئی مبتنی بر عشق بی قید و شرط است، احساس گذرا نیست، یك تصمیم است. یك زن و شوهر موفق هر كدام ساز متفاوت ، اما آهنگ واحدی را می نوازند.
نتایج یك پژوهش نشان می دهد كه :
مردان عوامل اخلاقی همچون : بدزبانی، عیب جویی، بی بندوباری و سوءظن همسر، عوامل اقتصادی همچون: تجمل پرستی زن، عوامل عدم تفاهم از جمله :مشاجره، عدم حفظ اسرار و وفاداری زن و عوامل عاطفی مانند :عدم محبت و گذشت همسر را به عنوان طلاق ذكر كرده اند.
زنان عوامل اخلاقی همچون : بدزبانی، تهمت و فساد اخلاقی شوهر، عوامل اقتصادی از جمله : ناكافی بودن درآمد، عوامل عدم تفاهم مثل : مشاجره و عدم مشورت شوهر با زن در زندگی، سختگیری و ... را مطرح كرده اند.
آیا اینها هر یك رفتارهای قابل شناختی نیستند كه دو نفر طی یك ارتباط می توانند به راحتی متوجه آنها شوند؟ و آیا لزوماً باید ازدواج صورت بگیرد تا زن و مرد واقعیت وجودی خویش را به یكدیگر نشان دهند ؟
باید به دختران و پسران جوان گفت این خرده رفتارها همگی قابل مشاهده و شناخت هستند و دوره ی نامزدی بهترین دوره برای شناخت اغلب این رفتارهاست.
یك دختر و پسر بالغ وقتی قرار است ازدواج كنند باید بیاموزند كه ارتباط صادقانه ، بهترین الگوی یك زندگی سالم است. داشتن شجاعت و حرف زدن درباره ی حالاتی كه در طرف مقابل دیده می شود ، روشی بسیار صادقانه است در حالی كه بسیاری از جوانان با مثبت نگری كامل از خیر رفتارهایی كه اهمیت فراوانی برای آنها دارد موقتاً می گذرند . دختران و پسران جوان به هنگام ازدواج باید از تفاوتهای رفتاری، ارتباطی و نگرشی خانواده های خود آگاه باشند و آنها را بدون اینكه به درست یا غلط بودنشان كاری داشته باشند بپذیرند و متفاوت بودن آنها را تصدیق كنند. زن و شوهر موفق در جهت یافتن راه حلهای مصلحت آمیز قدم برمیدارند.
ظرفیت قبول كردن تفاوتهای دو خانواده ، نشانه ی صمیمیت و نشانه ی یك خانواده سالم است.
هر دختر و پسری شخصیتی منحصر به فرد دارد و هر یك در خانواده ای با مقررات خاص خود بزرگ شده است. بنابراین وجود تفاوتها حتمی است.در خانواده ای ” سرزده آمدن “ یك نوع قانون شكنی است و در خانواده ای دیگر نشان از صمیمیت است.
به راستی حق با كیست؟ خانواده ها نگرش متفاوتی نسبت به ورود میهمان به منزل خود دارند .مسایل مهمتر مثل طرز تربیت فرزندان، نظم و انظباط درست، خرج كردن پول و غیره از اهمیت بیشتری برخوردارند . برای رسیدن به توافق و تفاهم در اغلب زمینه ها ، نیاز به سالها وقت است. شاید زوج موفق با هم درگیر هم شوند ، اما با اختلافات خود منصفانه برخورد می كنند.
ناكامی در ازدواج نه به دلیل وجود اشخاص بد ، بلكه به علت وجود مقررات بد در یك خانواده است.
این مقررات است كه باید تغییر كند.مقررات زیادی بر خانواده ها حاكم است كه از جمله می توان به مقررات مالی، مقررات اداره ی خانواده ، جشن گرفتن ، مقررات اجتماعی ، آموزشی ، احساسی ، گفتاری ، جنسی، بیماری، سلامتی و مراقبت از فرزندان اشاره كرد.با یك مثال ساده این مورد را توضیح می دهم :

اما از آنجا كه انسان با وجود فردیت ، نیاز به محبت و شناخت دارد ، در جستجوی رفع این نیاز تا آخرین لحظه ی زندگی است. خداوند انسانها را با این توانایی به وجود آورده است ، توانایی دوست داشتن و عشق ورزیدن كه به هر یك از ما امكان می دهد تا خود و دیگران را دوست بداریم.
دو سالگی زمانی است كه كودك ”نه“ گفتن را می آموزد و آن را به كار می گیرد و این حكمت پروردگار است و به راستی كه زیباست.اجازه دهیم بچه ها ”نه“ بگویند تا بدین وسیله منحصر به فرد بودنشان به رسمیت شناخته شود.
فهرستی از ویژگیها وجود دارند كه نشان می دهند فرد هنوز به بلوغ كامل نرسیده لذا بهتر است این فهرست را كاملاً مورد توجه قرار دهید و در صورت این كه یك یا چند ویژگی آن در شما وجود دارد ، با مراجعه به مشاوران متخصص روان شناس سعی در برطرف كردن آنها داشته باشید . تنها در این صورت است كه می توانید به خود به عنوان یك فرد بالغ كه برای ازدواج آمادگی دارد، نگاه كنید.



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم مهر 1387 توسط ناز گل

حال چنانچه زندگی مشتركی كه براساس پیوندی مقدس از سوی زن و مرد، صورت پذیرفته، با عدم توانایی ها و مهارت های هر دو نفر و یا حتی یكی از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه این زندگی با تلخكامی، ناراحتی و تنش و رنجش همراه خواهد شد. بنابراین باید در نظر داشته باشیم بقا و تداوم و شیرینی یك زندگی مشترك، همیشه در گرو توانایی ها و مهارت های خاصی است كه در حقیقت تضمین كننده ای قابل اطمینان برای خوشبختی زوجین به حساب می آیند.

به همین لحاظ در نوشتاری كه پیش رو دارید سعی شده است تا به صورت اجمال به راهكارهای مهم و اساسی، پیرامون برخی از توانایی ها و مهارت های لازم برای ایجاد و برقراری یك زندگی مشترك ایده آل پرداخته شود.

مهارت در خودآگاهی
آگاهی از خود و خصوصیات مختلف خود، به انسان كمك می كند با توانایی ها و ضعف ها و سایر خصوصیات خود آشنا شود. همچنین در صورت برخورد با طرف مقابل و تشكیل زندگی مشترك بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شود. این خودآگاهی به شخص نشان می دهد كه چگونه می تواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه شده و به وقت لزوم كنترلشان نماید تا منجر به هیچگونه ناراحتی نگردد.

خودآگاهی، موجب شناخت نیاز افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می شود. همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر نشان می دهد و ارزش واقعی افراد و مسائل پیرامونشان را نمایان می سازد. خودآگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان سهل تر می نماید، به زندگی او آرامش می دهد و احساس رضایت مندی اش را رونق می بخشد.

«خودآگاهی» تضمین كننده استحكام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشكلات و حل مناسب آنها می شود.
خودآگاهی تضمین كننده استحكام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشكلات و حل مناسب آنها می شود.

به جز موارد فوق، «خودآگاهی» شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی، تفریحات و سرگرمی ها، توانایی ها، ضعف ها، ارزش ها، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ، مذهب، علائق، آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد.

كشف و درك و شناخت مهارت ها و توانایی های خود، به این دلیل مهم است كه فرد قبل از ازدواجش بداند چه هدفی دارد تا برای ازدواج خود براساس هدف اصلی زندگی اش، برنامه ریزی نماید. مثلاً فردی كه هدفش رسیدن به درجات عالیه كمال و معنویات است، اگر با کسی ازدواج كند كه هدفش رسیدن به یك زندگی تجملی و سراسر مادیات است، به طور قطع پس از ازدواج، دچار مشكلات فراوانی در زندگی مشترك خواهد شد. امتیاز دیگری كه می توان برای خودآگاهی منظور نمود آن است كه موجبی قدرتمند برای شناخت و تشخیص تفاوت های بین خود و دیگران است. در این میان باید گفت شناخت تفاوت های میان زن و مرد، یكی از مهم ترین بخش های مربوط به مهارت خودآگاهی است.

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم مهر 1387 توسط ناز گل

در یك بعد كلی می توان گفت انسان ها، تفاوت های بسیاری با یكدیگر دارند كه دلایل شان نیز متنوع و متعدد است. اما تفاوت های بین زن و مرد ، تفاوت های عمده ای است. برخی از این تفاوت ها، ریشه در عوامل فیزیولوژیكی و زیستی دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند.
بیشترین این تفاوت ها را كه معمولاً شدید و قابل تعمق است، می توان در ازدواج و زندگی مشترك به وضوح احساس كرد، از جمله این كه:
1 - دیدگاه زنان و مردان نسبت به ارتباط و مسائل جنسی كاملاً متفاوت است
این تفاوت كه در واقع ریشه زیستی دارد، مهمترین اختلاف آنان در ارتباط با رابطه جنسی است. این رابطه در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده است در حالی كه ارتباط جنسی در مردها، بیشتر جنبه های فیزیولوژیك دارد و بیشتر ارضای یك غریزه به حساب می آِید. دیگر آن كه جنبه های عاطفی این احساس در مردها، بسیار كمتر از آن احساسی است كه در زن ها وجود دارد. این تفاوت ها و یا عدم آگاهی از آنها، گاهی موجب سوء تفاهم و بر هم خوردن روابط میان مرد و همسرش می شود.
2 - استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد
استقلال مردها از موارد قابل توجه در زندگی مشترك است. چون آنها مایلند و می خواهند در مورد مسائل مالی و معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل كنند. مخالفت همسر یا عدم توجه وی به این نكته، می تواند مشكلات و موانعی در زندگی مشترك ایجاد کند زیرا مرد تصور می کند كه به احساس استقلالش، لطمه خورده است.
3 - زنان می خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می دهند
چنانچه زن حس كند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، به شدت آزرده می شود و واكنش های عاطفی شدید نشان می دهد. زیرا آنچه برای زن ها اهمیت دارد، آن است كه حس كنند همسرشان به آنان احترام می گذارد و به سلامت وعقیده و ... آنان اهمیت می دهد.

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم مهر 1387 توسط ناز گل
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   نويسندگان

   موضوعات

   پيوند ها

   پيوندهاي روزانه


Blog Skin