تبليغاتX
http://arazbar.blogfa.com
http://arazbar.blogfa.com
منطقه آرازبار(ارسباران) , طنز ، عشق و ازدواج

فقدان عشق :
در این نوع رابطه هیچ یک از عناصر عشق و جود ندارد.این رابطه را در زندگی روزانه با مردم عادی داریم . اگر احساستان درباره معشوقتان از این نوع باشد می توان گفت رابطه تان در معرض خطر است . همدلی :این احساس زمانی دست می دهد که هوس و تعهد به مقدار کم حضور داشته باشند . اما صمیمیت در حد بالایی باشد . این احساس را معمولا در مورد دوستان صمیمی داریم .


وسوسه یا شور و شوق :
از ویژگی های روابطی است که در آنها هوس شدید است اما صمیمیت و تعهد در سطح ضعیفی قرار دارند.


عشق خالی :
زمانی احساس می شود که تعهد قوی باشد اما هوس و صمیمیت در سطح پایینب قرار گیرند .


عشق رمانتیک :
هوس و صمیمیت شدید است اما به اندازه کافی زندگی مشترک یا تجربه مشترک ندارند تا متقابلا احساس تعهد کنند .

عشق عاطفی :
صمیمیت و تعهد شدید است اما هوس ضعیف .

عشق ساده لوحانه :
هوس و تعهد بالاست اما صمیمیت ضعیف است .در زوجهایی دیده می شود که یک عنصر مشترک قوی دارند و به همین دلیل تصمیممی گیرند ازدواج کنند حتی اگر یکدیگر را نشناسند . آنها پس از آنکه نسبت به هم متعهد می شوند احساس صمیمیت می کنند . گاهی هم احساس می کنند همدیگر را دوست ندارند .

عشق آرمانی :
این عشق کامل سه عنصر را به طور سخاوتمندانه در خود دارد .همانطور که اشترنبرگ می گوید : رسیدن به این مرحله خیلی آسانتر از نگهداشتن آن است . "ایا می توانید عشق آرمانی داشته باشید شما و همسرتان ؟!


منبع:
http://www.prfco.com/matn3/928love.htm



نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 توسط ناز گل

5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..

6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .

7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!

8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…

9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)

10 صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .

11 صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .

12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )

1 ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .

2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!

3 ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!

4عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.

5 عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.

6 عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.

7 عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش.

8 غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.

9 شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)

10شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!

2شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.

5 صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!




نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم مهر 1388 توسط ناز گل

1- بر جسم آدمی به اندازه دو صد متر است . وقتی کسی را می بوسیم 29 عضله فعال می شود

2- همچنین بوسه ایمنی بدن را افزایش می دهد .

3- بوسه تپش قلب را به 150 ضربه در دقیقه و فشار خون را به 180 میلیمتر جیوه افزایش می دهد .

4- چشیدن و مکیدن از نیازهای پایه ای آدمی است ، بوسه مانند سیگار کشیدن یا خوردن و آشامیدن این دو نیاز را ارضا می کند

5- روانشناسان معتقدند زوج هایی که پس از چندین سال زناشویی هنوز یکدیگر را با عشق می بوسند رابطه ای پایدار و سالم دارند

6- بوسه بر طول عمر می افزاید و وقتی که دو نفر به لب های هم بوسه می زنند در آن لحظه کاملا با هم برابرند . احتمالا به همین دلیل بوسه نه تنها میل به همآغوشی را افزایش می دهد بلکه در آن لحظه آدمی احساس می کند جهان امن است و تنها نیست و زندگی معنی پیدا می کند ، بوسه در این مفهوم یک سنت چندین هزار ساله است

7- بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس

8- با بوسیدن احساس خوبی به ما دست بدهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود

9- در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذب بیشتری می برند.

10- پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم مهر 1388 توسط ناز گل

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از

شاگردان پرسید: به نظر

 شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند:

50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم

استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سوال من این

است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ شاگردان گفتند:

هیچ اتفاقی نمی افتد.

استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟ یکی از شاگردان گفت:

دست تان کم کم درد

 میگیرد. حق با توست... حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟

شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می

شوند. و مطمئنا“ کارتان

 به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.

استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟

شاگردان جواب دادند: نه

پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟ شاگردان گیج شدند.

یکی از آنها گفت: لیوان

 را زمین بگذارید. استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در

ذهن تان نگه دارید. اشکالی ندارد.

 اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.

اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود. فکرکردن به

مشکلات زندگی مهم است.. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.

به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند،

 هر روز صبح سرحال و قوی بیدار میشوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش

می آید،

برآیید!

دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری.

زندگی همین است!




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 توسط ناز گل

 

در دنیای دوستی همه روابط عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک این عشق ها کم

رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می‌سازند

 
 بسیاری از جوانان تصور می‌کنند که زندگی مشترک وشرایط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرایطی است که در زمان دوستی یا نامزدی بین دو طرف حاکم بوده است و مقایسه بین این دو شرایط برای تعدادی از زوج ها باعث شده تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترک داشته باشند . در حالی که دنیای دوستی و نامزدی دنیای بسیار متقاوتی از زندگی مشترک می‌باشد .
 
دنیای دوستی دنیای رویاها و ایده آل هاست در حالی که زندگی مشترک دنیایی کاملا حقیقی و ملموس است . دنیایی که در آن خوبی ها و بدی ها در کنار یکدیگر است و تنها می‌توان با تلاش و کوشش و صبوری دنیای ایده آلی ساخت . دنیای دوستی سراسر شیرینی ، امید و شرایط مطلوب است . اینجا مرد مورد علاقه ات کاملا در اختیار توست . برای با تو بودن به اندازه کافی فرصت دارد تنها به تو می‌اندیشد و به همه خواسته هایت تن در می‌دهد . زن مورد علاقه ات به همان گونه است که تو می‌خواهی ، تنها به فکر توست و برای رضایت و خوشنودیت تلاش می‌کند .
 
در زمان دوستی از گذشته خود به راحتی صحبت می‌کردی ، از همه خواسته هایت بی پرده سخن به میان می‌آوردی و احساس می‌کردی که گذشته و حالت از خودت می‌باشد .   و آزاد هستی تا در انتخاب خود تجدید نظر کنی . همه چیز را عاشقانه می‌نگریستی و از کمی ها و کاستی ها به راحتی می‌گذشتی چون باور داشتی که باید این زندگی رویایی را شیرین نگاه داشت و برای شیرین بودن آن باید از عیب ها گذشت . اما همین که وارد زندگی مشترک می‌شوی شرایط کاملا تغییر می‌کند . اینجا دیگر صحبت از تحمل کردن است . اینجا صحبت از یک عمر زندگی است . اینجا خوبی و بدی، شیرینی و تلخی و زشتی ها و قشنگی ها در کنار همدیگر است . در دنیای دوستی محبوب تو خود را به شکلی ایده ال به تو ارایه می‌کرد اما در زندگی مشترک تو باید از او یاری ایده آل بسازی .


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 توسط ناز گل

مردي براي فرار از دست زن غرغرويش خود را به دريا انداخت

رسانه هاي دولتي چين اعلام کردند يک مرد 42ساله براي آنکه خودش را از شر زن غرغرويش خلاص کند، خود را از روي عرشه يک کشتي تفريحي به دريا انداخت. «ژائو وا» يک مرد 42ساله است که خودش را از روي عرشه کشتي تفريحي به رودخانه «يانگ شر» پرتاب کرد تا از شر غرغرهاي همسر پرحرف و غرغرويش خلاص شود. رئيس اورژانس پکن در مصاحبه يي با شينهوا تصريح کرد؛ خوشبختانه اين مرد جان سالم به در برده و هم اکنون در بيمارستان بستري است. «ژائو وا» پس از به هوش آمدن گفته بود زنش بسيار بسيار پرسر و صداست و حتي براي چيزهاي کوچک هم سر و صداي زيادي به راه مي اندازد، به همين دليل براي اينکه کمي آرامش پيدا کند، خودش را به دريا انداخته است.




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 توسط اميد

8 صبح: تو رخت خواب…..yawn

9 صبح: یکم وول میخوره  یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….:6qwup3:

10 صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)praying

11 صبح : از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه)not worthy

12 صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه 99 تا میس کال  199 تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!:261:

میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!

1 ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم  علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم  پاشو دیگه پرتش میکنه:32:

2 ظهر:ماماااااااااااااان …..ناهار:*:84:*:

3 ظهر:مامااااان جورابام کو؟oh go on

4عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟hee hee

5 عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن):2:

6 عصر:به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر 10 ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش 2ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر ضون بیچاره کمک و امداد…):31:

7 عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی علی آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …
:pinkglassesf:

8 غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!!:44:

9 شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..:41:

10شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…hee hee

2شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)drooling




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 توسط ناز گل

 ۵ تا از سخت ترین سوالاتی که زن ها از مردها می پرسند

 که در زیر آورده شده از سخت ترین سوالاتی زندگی دو زوج هستند. اگه مرد به سوالات درست پاسخ نده، زندگی ممکن تلخ بشه. پس حتماً همه رو بخوانید و برای پاسخ دادن بهشون آماده باشید.

۱/ داری درباره چی فکر می کنی؟
۲/ آیا عاشقم هستی؟
۳/ آیا من چاق به نظر می رسم؟
۴/ آیا فکر می کنی اون از من خوشکل تره؟
۵/ آیا اگه من بمیرم دوباره ازدواج می کنی؟

خوب این ۵ تا سوال. بر اساس آمار و بررسی های به عمل اومده توسط مختصصین سی فون، بهترین جواب برای این سوال ها را برای شما در ادامه آورده شده است؛

۱/ داری درباره چی فکر می کنی؟
بهترین پاسخ: دارم درباره تو فکر می کنم. و اینکه من چه مرد خوشبختی هستم که با تو ازدواج کردم.

پاسخ صحیح: ممکنه یکی از موارد زیر باشه
فوتبال
تو چقدر چاقی
چقدر اون خانمه خوشکل بود
چطوری می تونم پول قبض ها رو جور کنم

*****************

۲/ آیا عاشق منی؟
بهترین پاسخ: آری معلومه که عاشقتم

پاسخ های ناصحیح:
فکر می کنم
آیا بهتر می شی اگه بگم بله؟
بستگی داره که تو عشق رو چطوری تعریف کنی
آیا فرقی هم می کنه؟
کی من؟

*****************

آیا من چاق به نظر می رسم
بهترین پاسخ: البته که نه!

پاسخ های ناصحیح:
در مقایسه با چی؟
من تو رو چاق نمی بینم ولی تو لاغر هم نیستی
یکم اضافه وزن بهت می یاد
من از تو چاق تر رو دیده ام
می شه سوالت رو از اول بپرسی؟

*****************

آیا فکر می کنی اون از من خوشکل تره؟
بهترین پاسخ: البته که نه

پاسخ های ناصحیح:
بله ولی شخصیت تو خیلی بهتره
خوشکل تر نیستی ولی خوش هیکل تری
نه به خوشکلی تو وقتی به سن اون بودی
لطفاً خوشکلی رو برام تعریف کن
می شه دوباره سوالت رو تکرار کنی؟

*****************

چکار می کنی اگه من بمیرم؟

این سوال یکی از سوالاتی است همیشه بازنده برای آقایون هست. فرقی نداره که شما چطوری بهش پاسخ می دین. در هر صورت شما بازنده اید.
فقط خودتون رو باید برای یک ساعت سوال و جواب سخت حاضر کنید که سوتی ندید؛

خانم: آیا دوباره ازدواج می کنی؟
آقا: معلومه که نه!

خانم: چرا نه - آیا دوست نداری مزدوج باشی؟
آقا: معلومه که دوست دارم

خانم: پس چرا دوباره ازدواج نمی کنی؟
آقا: بسیار خوب. من دوباره ازدواج می کنم.

خانم: ازدواج می کنی؟ (با نگاهی اندوه گین)
آقا: بله ازدواج می کنم

خانم: آقا با اون روی تخمون می خوابی؟
آقا: کجا دیگه می تونیم بخوابیم؟

خانم: آیا عکس های من رو بر می داری و جاش عکس های اون رو می ذاری؟
آقا: این به نظر کار درستی می یاد

خانم: آیا بهش اجازه می دی از چوب های گلف من استفاده کنه؟
آقا: فکر نکنم بتونه. آخه اون چپ دسته!

 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 توسط ناز گل

همه ما آزادی را دوست داریم و دوست نداریم از کسی اطاعت کنیم، اما «احترام‌گذاشتن، مداراکردن و توجه‌کردن» به خواسته‌های پدر و مادر همسرمان، «اطاعت‌کردن» و «بردگی» نیست.

 روان‌شناسان معتقدند اگر مادرزن و داماد و مادر شوهر و عروس به رفتارهایی که حساسیت طرف مقابل را بر می‌انگیزد آگاه باشند و برای لحظاتی که در کنار هم هستند این رفتارها را انجام ندهند، بسیاری از مشکلات برطرف می‌شود.

  برای مهمانی شام شب جمعه، از یک هفته قبل برنامه‌ریزی کردم و تمام کارهایم را یک روز جلوتر تمام کردم. خوشحال بودم که خانواده خودم و همسرم مهمان ما هستند. نهایت تلاشم را کردم تا پدر و مادرم به داشتن فرزندی مثل من افتخار کنند و پدر و مادر همسرم هم در خانه فرزندشان احساس آرامش و شادی بکنند اما همه چیز به خاطر یک حرف و حرکت ناخواسته به هم ریخت. نمی‌دانم تقصیر من بود یا خانواده همسرم. هنوز هم نفهمیده‌ام توقع آنها از من بالاست یا رفتار من با آنها صحیح نیست...»در اغلب موارد همین‌طور بی‌دلیل و اتفاقی، لحظه‌های خاص، موقعیت‌های ویژه زندگی، رابطه‌های ما و... به خاطر یک حرف یا حرکت نادرست و ناخواسته خراب می‌شود. رابطه عروس و مادر شوهر یا مادر زن و داماد هم از این قاعده مستثنا نیست.

  شاید اگر در همه سال‌های پیش از ازدواج، از روابط تیره و تار عروس و مادرشوهر یا مادر زن و داماد برای ما نقل نمی‌کردند یا نقل می‌کردند و راهکارهای رفع این مشکل را هم می‌گفتند، بعد از ازدواج این‌قدر راهمان را گم نمی‌کردیم.

 در این مقاله درباره رفتارهای درست با والدین همسرمان صحبت می‌کنیم:

 درک کنیم و بپذیریم

 «یادم نمی‌رود روزی را که برای بله برون آمدید خانه ما. از خجالت آب شدم. آرزو می‌کردم کاش هیچ‌وقت کادوی توی بی‌سلیقه را باز نمی‌کردم. آبرویم پیش همه رفت...». این حرف‌ها، یادآوری‌های ناراحت‌کننده‌ای است که نه تنها تغییری در هیچ چیز ایجاد نمی‌کند بلکه کدورت، دلخوری و آزردگی خاطر زن و شوهر را نیز به دنبال دارد.به عقیده روان‌شناسان، نخستین گام برای داشتن زندگی موفق «انتخاب همسر از طبقه و جایگاه اجتماعی – فرهنگی شبیه به هم» است. هر چه شباهت خانواده‌ها از نظر فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... نزدیک‌تر باشد، ازدواج موفق‌تر خواهد بود. دلیل این موفقیت هم این است که رفتارها و شیوه زندگی زن و مرد به هم نزدیک‌تر است چون تربیت تقریبا مشابهی داشته‌اند. اما گاهی به دلایل مختلف انتخاب همسر طوری است که خانواده‌ها شباهت کمتری به هم دارند و در نتیجه نقاط مشترک کمتری هم بین زن و مرد دیده می‌شود. این «تفاوت دیدگاه‌ها» سرآغاز جنگ و جدل میان زن و شوهر با همدیگر و با والدین طرف مقابل است. بنابراین اگر می‌خواهیم زندگی زناشویی موفقی داشته باشیم، بعد از ازدواج باید تفاوت‌های بین والدین خودمان و همسر‌مان را بفهمیم و بپذیریم تا بتوانیم زندگی خوب و موفقی داشته باشیم.



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 توسط ناز گل

دوره هخامنشی

 در این عصر زن و مرد زبون همدیگه رو می فهمیدند ولی هنوز ساعت مچی اختراع نشده بود که بشه با گفتن جمله عزیزم ساعت چنده مخ یه دختر خانوم رو بزنی! و اصولاً زن های این دوره دو دسته بودند یکی زن های اشراف زاده و درباری بودند که کافی بود یه تیکه ناقابل بشون بندازی تا حسابت با کرام الکاتبین و شخص داریوش و کورش کبیر باشه و دسته دیگه زن های رعیت بودند که تنها کاری که بلد بودند آشپزی و آوردن آب از چاه بود!برای همین در این دوران برای اینکه یک زن خوب رو برای خودت برداری باید اول کلی زحمت می کشیدی و روش های شمشیر زنی و … رو یاد می گرفتی.بعد میرفتی توی جنگ شرکت می کردی.بعد اگه احیاناً زنده می موندی میتونستی یکی از زن های دشمن رو واسه خودت به غنیمت ببری!پس می بینیم که باز هم علی رغم اینکه انسان بسیار پیشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زنی یکی از کار های شاق بود!اما برای زدن مخ زنان درباری باید ویژگی های زیر رو مد نظر قرار میدادند:
*حداقل یکی از اجداد پدری و مادری باید یه ربطی به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاری باشه(به اصطلاح امروزی آقازاده باشه!!!)
*داشتن شمشیر از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نیزه از جنس برنج
*داشتن ریش بلند
هدف از مخ زنی: بر اساس کتیبه های به جا مانده از تخت جمشید هدف از مخ زنی داشتن نوکران و کنیزان زیاد و خوردن شراب بوده!

دوره قاجار:

در این دوره یه پادشاهی بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار که همه میدونیم چه مرگش بوده! آره دیگه خلاصه به خاطر این بلای خانمان سوزی که این جناب بش دچار شده بودند(و ایشالله خدا نصیب هیچ مردی نکنه) یه کمی زیاد عقده ای شده بودند و به همین دلیل نمی تونستند ببینن که یه مردی برای اینکه زن دلخواهش رو به دست بیاره عملیات مخ زنی انجام بده و هر کسی که این کارو می کرد چشماش رو در می آورد تا عبرت بقیه شه!و کلاً اون عملیات قدغن و غیر قانونی بوده. به همین دلیل در اون زمان به دلیل این محدودیت فوق العاده روش مخ زنی زیاد پیشرفتی نکرد و به دلیل زیر زمینی بودن! اطلاعات دقیقی از چگونگی انجام آن در دست نیست.البته بر اساس یک نوشته تاریخی تأیید نشده در این دوران برای مخ زنی بی بی صغرا و ننه سکینه پس از شناسایی دختر مورد نظر(یا همون طعمه) به حمام می رفتند (در روزی که طعمه هم به حمام می رفت ) و بدن وی را در حمام دید می زدند و در صورت تأیید این عزیزان و زدن مهر استاندارد و ایزو ۹۰۰۲ ادامه عملیات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاری انجام میشد و نه پسر دختر رو می دید و نه دختر!(به نظر من که خیلی باحال بوده.فکرشو بکنید یه روز مامانتون بیاد بتون بگه عرشیا جان عزیزم امروز ساعت ۵ برو کافی شاپ هویج دوست دخترت اونجا منتظرته!)
هدف از مخ زنی: داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر!



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 توسط ناز گل

پایگاه ارسباران در سومین جشنواره و نمایشگاه دیجیتال

اولین پایگاه اطلاع رسانی منطقه ارسباران توانست مجوز وروود به سومین جشنواره و نمایشگاه دیجیتال را كسب نماید نمایشگاه فوق از 8 تا 18 مهرماه در مصلی تهران برگزار خواهد شد.

از كلیه دوستان و همشهریان محترم خواهان راهنمایی و كمك و مساعدت در زمینه راه اندازی و مدیریت غرفه 9متری اجاره شده در نمایشگاه فوق هستیم
با تشكر   / مديريت اولين پايگاه اطلاع رساني منطقه زيباي ارسباران




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم مهر 1388 توسط ناز گل

مردي مي‌خواست زنش را طلاق دهد.
دوستش علت را جويا شد و او گفت: اين زن از روز اول هميشه مي خواست من را عوض كند.
مرا وادار كرد سيگار و مشروب را ترك كنم..
لباس بهتر بپوشم، قماربازي نكنم، در سهام سرمايه‌گذاري كنم و حتي مرا عادت داده كه به موسيقي كلاسيك گوش كنم و لذت ببرم!
دوستش گفت: اينها كه مي‌گويي كه چيز بدي نيست!

مرد گفت: ولي حالا حس مي‌كنم كه ديگر اين زن در شان من نيست!




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم مهر 1388 توسط اميد
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   نويسندگان

   موضوعات

   پيوند ها

   پيوندهاي روزانه


Blog Skin